به منظور راحتي کار خواهران و برادران عزيزي که احتياج به ازدواج موقت دارند، ايميل جداگانه‌اي براي دريافت اطلاعاتشان در نظر گرفته شده است، تا سريعتر و زودتر بتوان همسر شايسته موقتشان را به آنها معرفي کرد. کاربران محترم از اين پس مي‌توانند با ارسال اطلاعات خود به ايميل

mohammadhashemi86@yahoo.com 

 وضعيت کلي و شرائط خود را براي مدير وبلاگ شرح داده، تا نسبت به يافتن همسرشان اقدام شود.

به کاربران گرامي توصيه مي‌شود، قبل از ارسال ايميل حتما توضيحات زير را مطالعه فرمايند:

1- اطلاعات شما در امنيت کامل تنها توسط مدير وبلاگ مطالعه مي‌شود و از اطلاعات شما صرفا براي پيدا کردن همسر شايسته موقت استفاده مي‌شود ولاغير.

2- قابل توجه دختراني که تاکنون ازدواج نکرده‌اند و همچنين مردان متأهل:به علت کراهت ازدواج موقت براي اين دو قشر، از پذيرفتن اطلاعات آنها معذوريم. خدمات اين وبلاگ مربوط به اقشاري هستند که از نظر اجتماعي و شرعي ازدواج موقت براي آنها خالي از اشکال باشد.

3- از ذکر کلمات مخالف عفت عمومي دز ايميل‌هاي خود پرهيز کنيد. به ايميل‌هايي از اين دسته پاسخ داده نخواهد شد.

4- قابل توجه خواهران گرامي: مشخصات ظاهري و اطلاعاتي از اين قبيل را ارسال نکنند. چون مشاهده آن حتي توسط مدير وبلاگ هم صحيح نيست.

5- به علت بررسي دقيق اطلاعات ارسالي شما، به اطلاعاتي که کاملتر باشند مطمئناً پاسخ زودتر و بهتري داده خواهد شد.

6- ارسال چند باره اطلاعات ممنوع است و باعث حذف شدن مشخصاتتان از باشگاه مي‌گردد.

7- براي سهولت در کار خودتان و ايجاد نشدن مشکل، از ارسال اطلاعات خلاف واقع پرهيز نماييد.

اطلاعاتي که بايد توسط ايميل، ارسال شود:

* نام و نام خانوادگي

* جنسيت

*سن

* شهر محل سکونت

* مشخصات ظاهري (قد – وزن – رنگ مو و چشم) (مخصوص آقايان) (اختياري)

* وضعيت تأهل (اگر قبلا ازدواج کرده‌ايد سرنوشت آن را بنويسيد)

* تعداد فرزند (اختياري)

* اگر بيماري خاصي داريد، ذکر کنيد

* اگر سيگاري هستيد ذکر کنيد

* مهريه‌اي که مي‌توانيد بپردازيد (مخصوص آقايان) (اختياري)

* وضعيت زندگيتان به صورت خلاصه (اختياري)

* شرايط خاص زندگيتان که قابل ذکر باشد (اختياري)

* محدوده سني همسر ايده‌آل (اختياري)

* محدوده سکونت همسر ايده‌آل (اختياري)

* شرائط ايده‌آل همسر دلخواهتان که قابل ذکر باشد (اختياري)

* مدت زمان دلخواه ازدواج موقت (اختياري)

* آيا محلي براي سکونت همسرتان در مدت عقد داريد يا خير؟

* توضيحات ضروري ديگري که لازم مي‌دانيد مديروبلاگ بداند (اختياري)



تاريخ : 91/03/21 | 17 | نویسنده : ازدواج
ثبت نام خانوم ها 


ثبت نظرات خانم هايي که قصد ازدواج دايم و موقت دارند

لطفا فقط خانم ها نظر بدن در غیر این صورت نظر وارد شده حذف میشود



تاريخ : 91/03/14 | 1 | نویسنده : ازدواج

دانستنی های جالب درباره موجود عجیبی به نام زن


یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .
- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .

-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .

- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .

- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .

- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .

- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .

- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .


- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .

- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .

- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .

- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .

- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .

-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .

- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .

- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .

- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .


تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .

- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .

- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .

- ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .

- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .

- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .

- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .

- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .

- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می‌زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .


- یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .

- وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

fairy swing


- یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .

-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .

- زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .

- یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد

 



تاريخ : 91/03/13 | 19 | نویسنده : ازدواج

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/03/10/13910310211152405_PhotoL.jpg

رابطه عاطفی امام خمینی و همسرش



همسر امام كه سال ها در سایه این آفتاب جهانی می زیسته و صندوقچه ای از خاطرات و حوادث تلخ و شیرین زندگی امام را در سینه دارد؛ درباره رفتار امام می گوید:

"حضرت امام به من خیلی احترام می‎گذاشتند و خیلی اهمیت می‎دادند. هیچ حرف بد یا زشتی به من نمی‌زدند... امام حتی دراوج عصبانیت هزگز بی احترامی و اسائه ادب نمی‎كردند. همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف می كردند."


امام خمینی و همسر مکرمه

به واقع احترام متقابل، اكسیری است كه زندگی خانوادگی را به كانون سعادت و كامیابی مبدل می سازد.اگر ارتباط همسران و رفتار و گفتار آنان با احترام و تكریم باشد، بهترین آموزشگاه ادب در خانه، این دنیای كوچك، ایجاد خواهد شد و در این آموزشگاه، فرزندان و انسان‎های فردا آموزش خواهند دید. احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود كه همه اهل خانه به گونه‎ای صحنه‎هایی از آن را ترسیم كرده و در مورد رفتار كریمانه و احترام‎آمیز امام بسیار سخن گفته‎اند؛ از جمله دختر امام می گوید:

" برخورد حضرت امام با همسرشان در عین صمیمت و محبت بسیار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصی و خانوادگی نظر خانم محترم بود و ایشان هیچ گونه دخالتی در امور داخلی منزل نداشتند."

احترام به سلیقه های یكدیگر یكی از بهترین شیوه های ایجاد تفاهم در خانواده هاست. امام در زندگی خود از این اخلاق نیكو بسیار استفاده می كردند.

امام علاقه و محبت وافری به همسرشان داشتند به طوری كه از نظر امام همسرشان در یك طرف قرار داشت و بچه هایشان در طرف دیگر و این دوست داشتن با احترام خاصی همراه بود. یك بار كه خانم به مسافرت رفته بودند آقا خیلی دلتنگی می كردند . وقتی  ایشان اخم می كردند ، همه به شوخی می گفتند : اگر خانم باشند آقا می خندند ، وقتی نباشند آقا ناراحت هستند و اخم می كنند .

علاقه امام به همسرشان تا آن جاست كه همسر ایشان می گوید :

" احترام مرا نگه می‎داشتند و حتی حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم. همیشه می‎گفتند: جارو نكن. و اگرمی‎خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، می‎آمدند و می‎گفتند: بلند شو، تو نباید بشویی. من پشت سرایشان اتاق را جارو می‎كردم... یك روز وقتی ناهار تمام شد من نشستم لب حوض تا ظرف ها را بشویم. ایشان همین كه دیدند من دارم ظرف ها را می شویم، به فریده، یكی از دخترها كه در منزل ما بود، گفتند: فریده! بدو، خانم دارد ظرف می شوید حتی وقتی وارد اتاق می شدم، به من نمی‎گفتند كه در را پشت سرم ببندم."

با توجه به تعالیم و دستورهای دین مبین اسلام در روایات و آیات، انجام امور خانه و به عبارت دیگر خانه‎داری، جزء وظایف واجب زن به شمار نمی‎آید؛ حتی شیردادن به فرزند نیز بر زنان واجب نیست. انجام كارهای مربوط به خانه از سوی زن جنبه احسان و لطف دارد.

تصدقت شوم  تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است

 

شخصیت دهی و احترام گزاری به همسر

رفتار حضرت امام خمینی رحمه الله با خانواده بر اساس حرمت گذاری و شخصیت دادن به آنان بود. یکی از اعضای خانواده امام در این باره چنین می گوید:

ویژگی امام در برخورد با مسائل خانواده، حرمت نهادن و درک شخصیت همسر بود، یعنی همسر را به عنوان خدمت کار یا عنصری که باید تدارکات و خدمات خانه را عهده دار شود، نمی دانست، بلکه همسر را یک همراه، هم راز و چه بسا یک هم فکر می دانستند. بارها شنیده اید که ایشان، هیچ گاه به همسرشان فرمانی ندادند.

امام خمینی در بیان قدردانی از همسر خویش چنین گفته است: «فداکاری ای که خانم در زندگی کرده اند، هیچ کسی نکرده است. همسر امام در پاسخ به این پرسش که امام چگونه همسری است و در طول سال های زندگی با شما چگونه رفتار کرده است، می گوید:

رفتار ایشان با من، بسیار خوب بوده است. من از ایشان، خیلی راضی هستم. همیشه احترام مرا داشته اند. هیچ وقت با تندی صحبت نمی کنند. اگر لباس و حتی چای بخواهند، می گویند: ممکن است، بگویی به من فلان لباس را بدهند! حتی گاهی خودشان چای خودشان را می ریزند. امام، محیط زندگی را و احترام به همسر و فرزندان را، بخشی از سلامت و سعادت جامعه آینده می دانند.امام (ره)همیشه نسبت به همسر خود یک احترام ویژه ی قایل بود. 

همسر امام
نمونه ای از نامه حضرت امام به همسرش

 تصدقت شوم  تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم مبتلا گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.

 عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد، می گذرد، ولی بحمداللّه تا کنون هر چه پیش آمده خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم؛ حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره خوش دارد.

صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

 در هر حال، امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فرداحرکت می کند؛ ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم.

  عجالتاً تکلیف معلوم نیست. امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم، همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل. از این حیث قدری نگران هستم، ولی از حیث مزاج بحمداللّه به سلامت، بلکه مزاجم بحمداللّه مستقیم تر و بهتر است.

خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده است. امید است هر دو به سلامت و سعادت تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند.

 ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللّه .


روحت شاد اماما



تاريخ : 91/06/01 | 23 | نویسنده : ازدواج
بسياري از مشكلاتِ پس از ازدواج كه منجر به طلاق و شكست مي شود به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب بر مي گردد.
يكي از مهم ترين دغدغه هاي جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آینده شان است و اینجا نقطه تمرکز نگرانی های دختران و پسران است اما اکثرا از آسان ترين ، کم هزینه ترین و درست ترين شیوه،غفلت می کنند!و آن راه کار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست" است.

اساسا فرايند شناخت كامل همسر و هم زباني و تفاهم با او پروسه اي طولاني دارد و مراحل تكميلي آن در ايام پس از ازدواج (بين 6 ماه تا 3 سال پس از ازدواج وتشكيل خانواده) اتفاق مي افتد و در آن مدت نبايد به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخي افراد ريسك بسيار زيادي دارد و از آغاز آشنايي قابل پيش بيني است و صرف ابراز علاقه يا... چيزي را عوض نمي كند. اين گونه ازدواج ها در
تمام موارد به شكست (اعم از طلاق و جدايي و سردي روابط و ...) منجر مي شود. راه كار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب هاي نادرست است.


جواني و فرصت هاي ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نيست.

در چند جلسه از برنامه "مردم ايران سلام" [در سال 86] مفصل به شرح اين موارد پرداختم و به درخواست تعدادي از عزيزان، فهرست آن موارد را تكرار مي كنم:

با اين افراد اصلا ازدواج نكنيد:

1. معتاد (مگر ترك انگيزه اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد) و شارب خمر (شراب خوار)
2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)
3. بي دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)
4. بد اخلاق ، تند خو (؛ كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)
5. مادي و بخيل
6. مجرم خو ، تبهكار و خلاف كار
7. دوست باز افراطي (و مطلقا بي تمايل نسبت به خانواده)
8. بي كاره و علاف
9. زن زيبا از خانواده فاسد (»» نکته)
10. بچه ننه (وابستگي شدید به مادر و خانواده)

تاريخ : 91/03/30 | 21 | نویسنده : ازدواج

آپلودسنتر آپ98

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع  شد كه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله  در خلوت با محبوب، در دل غاری كه در دامن كوهی در شمال مكه بود، راز و نیاز می كرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواك  مناجات پیامبراكرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می كند و در گوش عاشقان حضرت كه در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می كند.

روزی از روزهایی كه پیامبراكرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:

" یا محمد اقرا"؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!

" اقرا باسم ربك الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا  و ربك الاكرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم."( علق/5-1)؛بخوان به نام پروردگارت كه - جهان را- آفرید. همان كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.

حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:" ارسلنی الله الیك لیتخذك رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(1)

حضرت رسول اكرم(ص) هر ساله مدتی به كوه حرا(2) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر می پرداخت تا این كه روزی شنید  فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت كرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(3)

هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را  جویا می شویم كه چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟

در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است كه همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امكانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه كند و كشش های  درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز كند؛ یكی در درون انسان كه عقل است و دیگری پیامبران الهی كه ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می كنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است كه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویی را به رخ آنان بكشد، چنان كه می فرماید:

" لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین."( آل عمران/164)؛ خداوند بر مومنان منت نهاد - نعمت بزرگی بخشید- هنگامی كه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشكار بودند. در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممكن است این تصور پیش بیاید كه منت گذاری، كار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟

واژه منت از " منّ" به معنای چیزی است كه با آن وزن می كنند( سنگ كیلو). و نیز به معنای نعمت سنگین و باعظمت نیز به كار می رود. بنابراین هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منت گویند. كاربرد این واژه دو گونه است: قولی و فعلی.(4)

اگر كسی عملا نعمت بزرگی به دیگری بدهد، این همان منت عملی است كه بیشتر در مسائل تربیتی و هدایتی و معنوی كاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. كه برخی گفته اند: این منت مختص به خدای متعال است. اگر كسی كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگری بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كاری است بسیار زشت، كه این از منت های بشری است. در نتیجه، منت گذاری بر بخشیدن نعمتهای بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتی زیباست و " منّ الله" یعنی " انعم الله"، خداوند نعمت بزرگی بخشید و در اختیار مومنان قرار داد. چنان كه در جای دیگر خداوند به خطر هدایت كردن انسانها به ایمان، بر آنها منت می گذارد." بل الله یمن علیكم ان هداكم للایمان."( حجرات/17)

اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشكلات و خسارت های زیادی متحمل شده اند، نباید فراموش كنند كه خداوند بزرگ ترین نعمت را در اختیار آنها گذاشته و پیامبری مبعوث كرد تا انسان ها را تربیت كند و از گمراهی ها باز دارد. بنابراین هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهایی پرداخته شود، باز هم ناچیز است.(5)

تا اینجا از هدف اصلی بعثت آشنا شدیم. نگارنده در این مقاله قصد دارد كه مبحث بعثت را از منظر امیرالمومنین علیه السلام، او كه اولین پاسخ دهنده به ندای پیامبراكرم(ص) بود و اولین و جوانترین تسلیم شده اوامر الهی بود را بررسی نماید كه قطعاً زیباترین تعاریف و تفاسیر را از این واقعه بزرگ تاریخی دارد.

مؤلفه های دوران جاهلیت

انسان باید در مورد ایام جاهلیت و دوره قبل از بعثت اندیشه كند و ببیند مردم به كجا رسیده بودند. عده ای یهودی، عده ای مسیحی و عموم مردم بت پرست بودند. احكام اسلام را ترك كرده، از اخلاق انسانی جدا شده و با خلق و خوی درندگی و صفات حیوانات خو گرفته بودند. كارشان به جایی رسیده بود كه دختران را زنده به گور كرده و بدین طریق پیوندها را می بریدند. به چیزهای باطل افتخار كرده، از عدل جدا شده و حقوق یكدیگر را از بین می بردند. قدرتمندان را بر ناتوانان مسلط نموده، انسان های شریف را از بین برده، با علماء دشمنی كرده و از حكیمان وحشت داشتند. بساط علم را برچیده، خوبی بردباری و علم را انكار كرده، قطع رحم نموده و شبیه چهارپایان شده و قمار می كردند؛ شراب نوشیده، عقل خود را زیر پا گذاشته و فرزندان خود را می كشتند. شهرها را خراب كرده، نیكی ها را فراموش نموده، شریعت های الهی را از بین برده، سرمایه ها را نابود كرده و مرتكب كارهای زشت می شدند.

خودپسندی و تكبر در میان آنها رواج پیدا كرده و به  بی صبری افتخار می كردند فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل ( مانند دروغ، شهادت ناحق) می گفتند. پیامبران را كشته و اولیای خدا را از میان خود بیرون می كردند. بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانی را كه اصل و نسب درستی نداشتند اطاعت می نمودند.

شیطان را عبادت، خدا را به خشم آورده و آتش دوزخ را برافروخته بودند. و در اثر این امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزدیك بود عالم نابود شده و تازیانه غضب خدا آنها را به جهنم براند، یا همانطور كه مشغول كارهایشان هستند آنها را در هم كوبیده و نابود كند كه عنایت پروردگار برای تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان گردیده و خاتم پیامبران(ص) را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان و نشانی برای هدایت باشد. آنها را از تاریكی ها خارج كرده و به نور رساند. نادانی آنان را به علم، گمراهیشان را به هدایت، هلاكتشان را به نجات، ستم آنان را به عدل و كم خردیشان را به عقل، نیاز آنان را به بی نیازی، ذلتشان را به عزت، خرابیشان را به آبادانی و خواری آنان را به سلطنت مبدل نموده و كفرشان را به ایمان، جهنمشان را به امیدواری، اسارت آنان را به رهایی و بندگی آنان را به آزادگی تبدیل نماید.(6)

حضرت علی علیه السلام گاهی در خطبه های خود به اعراب آن زمان یادآوری می كردند كه قبل از ظهور اسلام چه اعتقاداتی داشتند و چگونه زندگی می كردند. چرا كه گاهی غرور وجود آنها را فرا می گرفت و فراموش می كردند كه از بركت وجود اسلام به آن عزت و سربلندی نائل شده بودند. حضرت علی علیه السلام  در یكی از خطبه ها می فرماید:

" والناس فی فتن انجذم فیها حبل الدین... و جاهلها مكرم."؛ خدا پیامبراسلام را زمانی فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم  پراكنده بود؛ راه  رهایی دشوار و پناهگاهی وجود نداشت؛ چراغ هدایت بی نور، و كور دلی همگان را فراگرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید؛ ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انكار شده، راه های آن ویران و جاده های آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می كردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان، آشكار و پرچم او برافراشته گردید. فتنه ها، مردم را لگدمال كرده و با سم های محكم خود نابودشان كرده و پا برجا ایستاده بود.

اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان ( بت پرستان) زندگی می كردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشك بود؛ در سرزمینی كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود.(7)

حضرت در جای دیگر می فرماید:

" ثم ان الله سبحانه بعث محمداً(ص) بالحق حین دنا من الدنیا... و شرفاً لأنصاره."؛ سپس خداوند سبحان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه دنیا به مراحل پایانی رسیده، نشانه های آخرت نزدیك، و رونق آن به تاریكی گراییده و اهل خود را به پا داشته، جای آن ناهموار، آماده نیستی و نابودی، زمانش در شرف پایان، و نشانه های نابودی آن آشكار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگی آن شكسته، و اسباب حیات در هم ریخته، پرچم های دنیا پوسیده، و پرده هایش دریده، و عمرها به كوتاهی رسیده بود. در این هنگام خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ابلاغ كننده رسالت، افتخار آفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سربلندی مسلمانان، و عزت و شرافت یارانش قرار داد.(8)

حضرت علی علیه السلام در خطبه ای دیگر از بعثت به موقع  پیامبراكرم صلوات الله علیه می فرماید كه:

" بعثه والناس ضلال فی حیرة و حاطبون فی فتنة... و الموعظة الحسنة."؛ خدا پیامبراسلام را به هنگامی مبعوث فرمود كه مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تكبر، به لغزش های فراوانشان كشانده بود، و نادانی های جاهلیت پست و خوارشان كرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حكمت و موعظه نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.(9)

حضرت در فرازی دیگر زمان جاهلیت را اینگونه توصیف می فرماید:

" أرسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الأمم واعتزم من الفتن ... تمرها الفتنة، و طعامها الجیفة، و شعارها الخوف، و دثارها السیف."؛ خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت ها گذشته، و ملت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می كشید و دنیا، بی نور و پر از مكر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبوده، آب حیات فرو خشكیده و نشانه های هدایت كهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاكت گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه درخت دنیا در جاهلیت فتنه، و خوراكش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حكومت داشت.(10)

فلسفه بعثت

پس از قرن ها تحقیق و بررسی درباره مسائل دینی، هنوز پرده از اسرار بسیاری از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است، اگرچه از ظواهر آیات قرآن می توان استفاده كرد كه بعثت پیامبران الهی، به ویژه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله دارای اهدافی می باشد. با توجه به آیات الهی به برخی از اهداف بعثت انبیاء اشاره می نمائیم.

خداوند در آیه ای می فرماید:" هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب  والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین." (جمعه/2)

اوست خدایی كه میان عرب امی پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا تلاوت كند و آنها را پاك سازد و شریعت و احكام كتاب آسمانی و حكمت الهی بیاموزد با آن كه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.

اولین نكته در این آیه بحث تلاوت آیات الهی است. "یتلوا" از واژه تلاوت به معنای پیروی كردن در حكم و خواندن منظم آیات الهی همراه با تدبر است. پیامبراسلام صلی الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا نمودن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آنها را آماده تربیت می نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.

دومین نكته بحث تربیت است. یكی از مهمترین برنامه های پیامبراسلام صلوات الله علیه و آله و سلم تربیت انسانهاست. تربیت به معنای فراهم كردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسانها آماده كند تا از نظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعی ( حكومت و سیاسات)، با خانواده خود( حقوق خانوادگی) و با نفس خود( اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منجی بشریت است. یكی از دانشمندان فرانسوی می گوید:" بزرگترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقی است كه به نام  وحی، قسمت به قسمت بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است."(11)

پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مدتی كوتاه، انسان هایی بزرگ، مانند علی علیه السلام، زهرا علیهاالسلام، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلوات الله علیه كاشف معدن های نهفته انسانیت بود. زیرا" الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه"؛ مردم مانند معدن های طلا و نقره هستند.

انسان دارای استعدادهای نهفته است كه برای بهره وری صحیح باید آنها را كشف كرد تا به ارزش حقیقی خود دست یابند.

كلمه" یزكیهم" از ماده " زكوة" به معنای رشد و زیادی است،(12) كه در این جا به معنای تربیت و پاكسازی است و شامل پاك شدن از آلودگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری می باشد.

اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسی پوشیده نیست و جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزشها و مكارم اخلاقی است. حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه هدف از بعثت خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:

" بعثت لا تمم مكارم الاخلاق"؛ من برای كامل كردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.(13)

از طرف دیگر خدای جهان ابزار ترقی و تكامل هر موجودی را در نهاد آن گذارده، و آن را به منظور پیمودن راههای تكامل با وسائل گوناگونی مجهز نموده است. همچون ریشه های نهال كوچكی كه حداكثر فعالیت خود را به منظور رسانیدن موادغذایی به كار انداخته، و پاسخ نیازمندی های آن را می دهند.

هرگاه ما بخواهیم این موضوع را در قالب مسائل علمی بریزیم، باید بگوئیم: "هدایت تكوینی" كه نعمت و فضل عمومی دستگاه آفرینش است، شامل حال تمام موجودات جهان اعم از نبات و حیوان و انسان است." الذی أعطی كل شیء خلقه ثم هدی."

ولی این هدایت فطری و تكوینی برای موجودی مثل انسان، كه گل سرسبد موجودات است كافی نیست. زیرا انسان غیر از زندگی مادی، زندگانی دیگری دارد كه اساس حیات واقعی او را تشكیل می دهد.

انسان ساده نخستین غارنشین و پاك فطرت، كه كوچكترین انحرافی در خلقت او رخ  نداده بود، به اندازه انسان اجتماعی نیاز به تربیت نداشت، ولی هنگامی كه بشر گام فراتر نهاد، و زندگی دسته جمعی آغاز كرد و فكر تعاون و همكاری در زندگی او حكمفرما شد؛ انحرافاتی كه لازمه تصادمات و برخوردهای اجتماعی است در روح او پدید آمد، و خوی های زشت و افكار غلط، افكار فطری را عوض كرده و اجتماع را از توازن و تعادل، بیرون برد.

این انحرافات، خالق جهان را بر آن داشت كه مربیانی را برای تنظیم برنامه اجتماع و تقلیل مفاسدی كه اثر مستقیم اجتماعی بودن انسان را؛ اعزام بدارد، تا با مشعل فروزان" وحی" اجتماع را، به راه راست، كه سعادت همه جانبه آنان را تضمین می نماید، بكشانند.(14)

مسأله مهم در زندگی فرد و جوامع ، مسأله معیارهای سنجشی، و نظام ارزشی حاكم بر فرهنگ آن جامعه است. زیرا تمام حركتها در زندگی فردی و جمعی از همین نظام ارزشی سرچشمه می گیرد، و برای آفریدن این ارزش ها است.

اشتباه یك قوم و ملت در این مسأله، و روی آوردن به ارزشهای خیالی و بی اساس، كافی است كه تاریخ آنها را به تباهی بكشد، و درك ارزشهای واقعی و معیارهای راستین محكم ترین زیربنای كاخ سعادت آنها است.

دنیا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهای مادی و نفرات خود می دانند حتی معیار شخصیت در پیشگاه خدا را در این چهارچوب تصور می كنند.

روی این جهات نخستین و مهمترین گام اصلاحی انبیاء درهم شكستن این چارچوبه های ارزشی دروغین بود، آنها با تعلیماتشان این معیارهای غلط را در هم ریختند، و ارزش های اصیل الهی را جانشین آن ساختند و یك" انقلاب فرهنگی" محور شخصیت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبیله و فامیل به تقوا و ایمان و عمل صالح مبدل ساختند.

قبل از آن كه در محیط عربستان تعلیمات حیات بخش اسلام و قرآن ظهور كند بر اثر حاكمیت نظام ارزشی زور و زر محصول آن محیط مشتی غارتگر زورگو همچون" ابوسفیان ها" و " ابوجهل ها" و " ابولهب ها" بود.

اما از همان محیط بعد از انقلاب نظام ارزشی " مسلمانها" و " ابوذرها" و " مقدادها" و " عمار یاسرها" برخاستند. این ها همه برای این است كه ارزش های دروغین جای ارزشهای واقعی انسانی را نگیرد.(15)

حال به تفسیر فلسفه بعثت از دیدگاه حضرت علی علیه السلام می پردازیم. حضرت در خطبه ای فلسفه بعثت را رهایی مردم از پرستش دروغین بت ها ذكر می كند و می فرماید:

" فبعث الله محمداً(ص) بالحق لیخرج عباده.... واحتصد من احتصد بالنقمات."؛ خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی كند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود كشاند، با قرآنی كه معنی آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند كه نمی دانستند، و به پروردگار، اعتراف كنند پس از انكارهای طولانی اعتراف كردند، و او را پس از آن كه نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسند.

پس خدای سبحان در كتاب خود بی آن كه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند، و این كه چگونه با كیفرها ملتی را كه باید نابود كند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.(16)

حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر در مورد كیفیت زمان بعثت حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه می فرماید:

"إلی أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله (ص) لانجازعدته... فقبضه الیه كریما(ص)."؛ تا این كه خدای سبحان، برای وفای به وعده خود، و كامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد( كه درود خدا بر او باد) را مبعوث كرد؛ پیامبری كه از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارك بود. در روزگاری كه مردم روی زمین دارای مذاهب پراكنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه كرده و گروهی نام های ارزشمند خدا را انكار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می كردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمد صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات داد و هدایت كرد، و از جهالت رهایی بخشید. سپس دیدار خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید، و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با كوچ دادن از دنیا گرامی داشت، و از گرفتاری ها و مشكلات رهایی بخشید و كریمانه قبض روح كرد.(17)

حضرت در خطبه ای دیگر فلسفه نبوت عامه را اینگونه بیان می نمایند:

" واصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم ... و خلقت الأبناء."؛ خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهلیت بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا بازداشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچند گاه، متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام كرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان بازجویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احكام الهی، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشكار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی كنند؛ مانند: سقف بلند پایه آسمان ها بر فراز انسان ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگی، و راه های مرگ و مردن، و مشكلات و رنج های پیركننده، و حوادث پی در پی، كه همواره بر سر راه آدمیان است. خداوند هرگز انسان ها را بدون پیامبر، یا كتابی آسمانی، یا برهانی قاطع، یا راهی استوار، رها نساخته است، پیامبرانی كه با اندك بودن یاران، و فراوانی انكاركنندگان، هرگز در انجام وظیفه كوتاهی نكردند. بعضی از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرفی كردند. بدین گونه قرن ها پدید آمد، و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند.(18)

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 18، ص206.

2. " حرا" نام كوهی است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالی آن غاری است كه ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است. قسمتی از داخل غار با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن در تاریكی است.

3. تلخیص التمهید، ج1، ص62.

4. مفردات راغب، واژه" من".

5. مجمع البیان، ج2، ص875.

6. المراقبات، آیة الله حاج میرزا جواد ملكی تبریزی، صص160-159- 158.

7. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه2، ص43.

8. خطبه 198، ص417.

9. خطبه 95، ص179.

10. خطبه 89، ص151.

11. درمنگهم، دانشمند فرانسوی، به نقل از بعثت نبوی، ص283.

12. مفردات راغب، واژه "زكا".

13. بحارالانوار، ج70، ص 372.

14. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج1، صص314- 313.

15. تفسیرنمونه، ج 18، ص111.

16. خطبه147، ص269.

17. خطبه1، ص39.

18. همان.




تاريخ : 91/03/23 | 14 | نویسنده : ازدواج

بهانه فرار از ازدواج

یک عذر تقریبا عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده، مسئله فقر و نداشتن امکانات مالی است و از بزرگ ترین موانع روانی در برابر زناشویی بیم از تأمین نشدن مخارج عائله مندی می باشد؛ در حالی که اسلام اهمیت بسیار زیادی برای ازدواج و تشکیل خانواده قائل شده است؛ همچون روایاتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که می فرماید: «ازدواج سنت من است. هر کس از سنت من رویگردان شود، از من نیست.»

و یا اینکه: «هر که ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفظ کرده است. باید در نیمه باقیمانده از خدا پروا کند.»

قرآن و سنت اهل بیت علیهم السلام به پاسخ این معضل عمومی پرداخته اند و خداوند در قرآن می فرماید: از فقر و تنگدستی دختران و پسران در سن ازدواج نگران نباشید و در ازدواجشان بکوشید؛ چرا که اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می سازد: «إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ» و خداوند قادر به چنین کاری هست؛ زیرا خداوند واسع و علیم است: «وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ».

قدرتش آن چنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرا می گیرد و علم او چنان گسترده است که از نیات همه کس، مخصوصا آنها که با نیت حفظ عفت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می کنند، آگاه است و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار می دهد. همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به بینوایان سفارش می کرد که ازدواج کنند و تشکیل خانواده دهند تا خداوند گشایشی در معاش آنها حاصل کند؛ همچنان که روایت شد: جوانی از انصار نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آمد و از فقر و نیازمندی خود به آن حضرت شکایت کرد. پیامبر به او فرمود: ازدواج کن! [در برخی از منابع نقل شده که این عمل 3 بار تکرار شد و هر بار پیامبر صلی الله علیه و آله همان پاسخ را دادند.]

پس از خارج شدن جوان از محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، مردی از انصار، خود را به آن جوان رساند و گفت: مرا دختری است زیباروی. سپس آن دختر را به همسری او در آورد. خداوند نیز به سبب این عمل، در رزق و روزی او توسعه داد و آن جوان به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و از حال خود خبر داد و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ عَلَیْکُمْ بِالْبَاهِ؛ ای گروه جوانان! بر شما باد به ازدواج کردن!»

و باز از ایشان است: «اِلْتَمِسُوا الرِّزْقَ بِالنِّکَاحِ؛ رزق را در ازدواج جستجو کنید!» و نیز می فرمایند: «اِتَّخِذُوا الْأَهْلَ فَإِنَّهُ أَرْزَقُ لَکُمْ؛ تشکیل خانواده دهید! پس همانا خانواده برای شما رزق رسان تر است.» و اینکه امام صادق علیه السلام در باب رزق آور بودن ازدواج می فرمایند: «الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ؛ رزق و روزی با همسر و فرزندان می باشد.»

در این نوشتار، به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چگونه ازدواج می تواند موجب رزق و روزی انسان شود و یا اینکه چه عواملی در پی ازدواج وجود دارد که سبب توسعه در روزی و توان اقتصادی فرد می گردد.

اما قبل از بیان هر مطلبی، به جاست ابتدا به بررسی معنای رزق بپردازیم.

معنای رزق

رزق به معنای چیزی است که مورد انتفاع مرزوق قرار می گیرد. قهرا از هر رزقی آن مقدار واقعا رزق است که مورد انتفاع واقع شود. پس اگر کسی مال بسیاری جمع کرده که به غیر از اندکی از آن را نمی خورد، در حقیقت رزقش همان مقداری است که می خورد و بقیه آن رزق او نیست؛ مگر از این جهت که بخواهد به کسی بدهد. از این جهت، می توان آن را رزق دانست.

پس وسعت روزی و تنگی آن ربطی به زیادی مال و اندکی آن ندارد. [چه بسیار افرادی که مال بسیار دارند، ولی کم می خورند و چه بسیار افرادی که به عکس آنان اند].

در واقع، هر خیر اعتباری از خیرات اجتماعی، از قبیل: مال و جاه و قوت و شوکت و امثال اینها، هر یک به نوبه خود رزقی است که مرزوق از آن بهره مند می شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در تعریف رزق می فرمایند: «رزق مانند باران و به عدد آن از آسمان به زمین و برای هر انسانی به مقداری که برایش مقدّر شده نازل می شود ولیکن برای خدا فضلهایی هم هست: بنابراین، از خدای تعالی فضل او را نیز بخواهید!»

هو الرزاق

خداوند روزی رسان تمام انسانها و موجودات دیگر است. هیچ جنبنده ای در جهان هستی نیست، مگر اینکه خداوند روزی او را می رساند؛ همچنان که قرآن می فرماید: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاّ عَلَی اللّهِ رِزْقُها»؛ «هیچ جنبنده ای بر روی زمین نیست، مگر اینکه روزی آنها بر خداوند است.» و می فرماید: «إِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ»؛ «همانا روزی رسان خداوند است.» و لذا هر کس که روزی می جوید، باید از خداوند بخواهد و نه غیر او؛ آنچنان که مولانا در اشعارش به آن اشاره می کند:

رزق از وی جو مجو از زید و عمروهستی از وی جو مجو از بنگ و خمر

منعمی زو خواه نه از گنج و مال نصرت از وی خواه نی از عم و خال

البته باید توجه داشت که این گونه نیست که انسان بنشیند و بگوید: خدا روزی رسان است. شرط روزی، سعی و تلاش است. خداوند می فرماید: «لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی»؛ «بهره ای برای انسان جز سعی و تلاش او نیست.»

و سخن دیگر اینکه رزق هر کس مقدّر و معیّن شده و برای کسی فرار از آن ممکن نیست و رزق، عاشق و جوینده بنده می باشد؛ همچنان که در روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: «الرِّزْقُ یَطْلُبُ الْعَبْدَ أَشَدَّ مِنْ أَجَلِهِ؛ رزق در جستجوی بنده است، شدیدتر از اجل او.»

و صاحب مثنوی مطلب را این چنین بیان می کند:

گر تو خواهی ور نخواهی رزق تو پیش تو آید دوان از عشق تو

و سعدی شیرازی می گوید: «دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.»

و مولی الموحدین امیر المؤمنین علیه السلام در بیان اقسام رزق می فرمایند: «رزق دو جور است: رزقی که تو را می طلبد و رزقی که تو آن را می طلبی. آن که تو را می طلبد، به فرضی که تو به سراغ آن نروی، او به سراغ تو خواهد آمد.»

و از اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لَوْ أَنَّکُمْ تَتَوَکَّلُونَ عَلَی اللَّهِ حَقَّ تَوَکُّلِهِ لَرَزَقَکُمْ کَمَا یَرْزُقُ الطَّیْرَ تَغْدُو خِمَاصاً وَ تَرُوحُ بِطَاناً؛ اگر بر خداوند توکل کنید، آن چنان که حق توکّل بر اوست، خداوند شما را روزی می دهد؛ همچنان که پرندگان هر بامداد با شکمهای گرسنه از آشیانه خود می پرند و شبانگاه با شکمهای سیر باز می گردند.» نتیجه گرفته می شود که رزق مقسوم و مقدّر هر کس فقط به همان اندازه است که او زنده بماند و ادامه حیات دهد، همچون حیوانات و پرندگان که خداوند همواره رزق آنها را به میزان حیات و بقاء آنها می رساند. با این حال، انسان برای بهره مندی و رسیدن به رزق بیشتر از نیاز حیات روزانه خود، محتاج تحصیل شرائطی است که از جمله آنها ازدواج می باشد.

و اما عواملی که در ازدواج موجب افزایش رزق و روزی انسان می شوند، عبارت اند از:

1. ایمان و تقوا

یکی از اصول اساسی که اسلام به آن اهمیت زیادی داده است و آن را وسیله تقرب به درگاه الهی و ارزش یافتن فرد مسلمان معرفی می کند، مسئله ایمان به خدا و تقواست؛ همچنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ»؛ «همانا گرامی ترین شما در نزد خدا، با تقواترین شماست.»

از این رو، فرد مسلمانی که به خاطر تقوای الهی و برای حفظ دین و پیروی از سنت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله اقدام به ازدواج می کند، در درگاه پروردگار، عزّت و ارزش خاصی می یابد و به دلیل آراسته شدن به این زیور اخلاقی، مورد توجه خاص خدا واقع می شود؛ به طوری که خداوند از مکانی که هرگز گمان نمی برد، برای او روزی می رساند: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»؛ «کسی که تقوا پیشه کند، خداوند گشایشی برای او قرار می دهد و از آنجا که گمان ندارد، به او روزی می بخشد.»

و در آیاتی که از قرآن، باز شدن درهای برکات [روزی] را از آسمان و زمین، مشروط به ایمان و تقوای مردم معرفی می کند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»؛ «و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را به روی آنها می گشودیم.»

همچنان که در حدیثی نورانی از وجود مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، تقوا به عنوان راه کسب روزی حلال بیان شده است. آن حضرت در حجة الوداع فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ خدای تبارک و تعالی رزق حلال را بین خلقش تقسیم کرده و آن را به طور حرام تقسیم نکرده است. پس هر کس از خدای عز و جل پروا کند و صبر نماید، خداوند رزقش را از راه حلال می دهد و هر کس پرده حرمت الهی را پاره کند و رزقش را از غیر راه حلال بگیرد، رزق حلالش را به عنوان قصاص از او خواهند گرفت [و در نتیجه، همان مقداری را که باید از حلال می خورد، از حرام می خورد و نه بیشتر] و روز قیامت بر او حساب می کنند.»

شاید به همین دلیل که تقوا در روزی انسان مؤثر است، شاهدیم که در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله استغفار از گناه که از آثار تقوا می باشد، به عنوان یکی از عوامل جلب روزی معرفی می شود:

«أَکْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ فَإِنَّهُ یَجْلِبُ الرِّزْقَ؛ زیاد استغفار کنید؛ زیرا استغفار روزی را [به سوی شما] می کشاند.»

2. احساس مسئولیت

فقر نمی تواند مانع راه ازدواج گردد، بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بی نیازی می شود. دلیل آن هم با دقت روشن می شود؛ زیرا انسان تا مجرد است، احساس مسئولیت نمی کند؛ نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع بسیج می کند و نه به هنگامی که درآمدی پیدا کرد، در حفظ و بارورساختن آن می کوشد و به همین دلیل، افراد مجرد غالبا خانه به دوش و تهی دست اند. اما بعد از ازدواج، شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می شود و خود را شدیدا مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسائل زندگی فرزندان آینده می بیند. بنابراین، تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار می گیرد و در حفظ درآمدهای خود و صرفه جویی تلاش می کند و در مدت کوتاهی می تواند بر فقر چیره شود.

به بیانی دیگر، مگر نه آنکه احتیاج ما باعث اختراع است، احساس مسئولیت نیز انگیزه ای نیرومند است که در وجود انسان نهاده شده است. همانا روزیِ خدا در زمین نهفته شده و توانمندیهای انسان در وجود خود او نهفته است. وقتی این توانمندیها شکفته شود، روزیِ خدا نیز با امید و نیازمندی و به وسیله سعی و کوشش بیرون خواهد آمد.

و از اینجاست که در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است:

«مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ هر کس امر ازدواج را از بیم مخارج عائله مندی ترک کند، همانا به خداوند گمان بد برده است.»

3. سعی و تلاش

بدون شک انسانها از نظر استعدادها و مواهب خدادادی با هم متفاوت اند؛ ولی با این حال، آنچه پایه اصلی پیروزیها را تشکیل می دهد، تلاش و سعی و کوشش آدمی است. آنها که سخت کوش ترند، پیروزترند و آنها که تنبل تر و کم تلاش ترند، محروم ترند.

از این رو، قرآن بهره انسان را متناسب با سعی او می شمرد و صریحا می گوید: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعی»؛ «و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و تلاش او نیست.»

در روایات اسلامی نیز، فوق العاده به مسئله تلاش و کوشش برای کسب روزی اهمیت داده شده است؛ تا آنجا که امام صادق علیه السلام می فرماید: «لَا تَکْسَلُوا فِی طَلَبِ مَعَایِشِکُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا کَانُوا یَرْکُضُونَ فِیهَا وَ یَطْلُبُونَهَا؛ در تحصیل روزی تنبلی نکنید؛ زیرا پدران ما در این راه می دویدند و آن را طلب می کردند.»

و نیز از همان امام بزرگوار می خوانیم: «الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ کسی که برای [روزی[ خانواده خود تلاش می کند، مانند مجاهد در راه خداست.»

و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله طلب روزی حلال را پس از ادای واجبات اولیه، واجب می شمارد:

«طَلَبُ الْحلال فَرِیضَةٌ بَعْدَ الْفَرِیضَةِ.»

بی کلید این در گشادن راه نیست بی طلب نان سنت الله نیست

گر تو بنشینی به چاهی اندرون رزق کی آید برت ای ذو فنون

لذا به همین خاطر است که می بینیم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن چند نفر صحابی را که گوشه نشینی اختیار کرده بودند و ترک کار و کوشش برای کسب روزی، به شدت مورد ملامت و سرزنش قرار می دهند و می فرمایند: «لَا رَهْبَانِیَّةَ فِی الْإِسْلَامِ تَزَوَّجُوا فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ؛ رهبانیّت در اسلام نیست. زن بگیرید! من به فزونی عدد شما بر ملتهای دیگر مباهات می کنم.»

و سرانجام جلال الدین مولوی افکار و گفتار خامی که برخاسته از سستی و تنبلی افراد برای کسب روزی است، همچون این افکار: خدایی که جان داده است، نان خواهد داد؛ کسی که بی نیازی و پیروزی بجوید، لقمه نان هم به سراغش خواهد آمد؛ همه حیوانات و درندگان بدون کسب و زحمت، روزی خود را می خورند.

جمله را رزاق روزی می دهد قسمت هر یک به پیشش می نهد

مورد تمسخر و ریشخند قرار می دهد و این گونه در صدد پاسخ آنها بر می آید:

راه روزی کسب و رنج است و تعب هر کسی را پیشه ای داد و طلب

اُطْلُبُوا الاَرْزَاقَ مِنْ اَسْبَابِهَاُدْخُلُوا الاَبْیَاتَ مِنْ اَبْوَابِهَا

4. قناعت و سبک گرفتن هزینه ها

گر چه امروز مسئله ازدواج آن قدر با آداب و رسوم غلط و حتی خرافات آمیخته شده که به صورت یک جاده صعب العبور یا غیر قابل عبور برای جوانان در آمده است، اما در روایات متعددی، مسلمانان تشویق به همکاری در امر ازدواج افراد مجرد و کمک به این امر شده اند و به عنوان مثال، می توانند هزینه های ازدواج را سبک و آسان بگیرند تا مانعی بر سر راه ازدواج جوانان پیدا نشود؛ همچنان که مهریه های سنگین غالبا سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد می گردد. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:

«شُوءْمُ الْمَرْأَةِ غُلاءُ مَهْرِهَا؛ زن بدقدم زنی است که مهرش سنگین باشد.»

و باز در حدیث دیگری که در ذیل حدیث فوق وارد شده، می خوانیم:

«مِنْ شُوءْمِهَا شِدَّةُ مَئُونَتِهَا؛ یکی از نشانه های شوم بودن زن آن است که هزینه زندگی [یا هزینه ازدواجش[ سنگین باشد.»

همان طور که در روایات فوق اشاره شد که علت شوم و بدقدم بودن برخی زنان اسراف و عدم تقدیر معیشت و عدم قناعت می باشد، می توان این نتیجه را گرفت که مسلما چنین افرادی برای خانواده، نه تنها روزی و برکت به همراه نخواهد داشت، بلکه فقر و ناداری را به ارث خواهند گذاشت.

همچنان که امیر المؤمنین علیه السلام در ضمن روایتی به این مطلب اشاره می فرماید:

«تَرْکُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَةِ یُورِثُ الْفَقْرَ؛ اندازه گیری نکردن مخارج، فقر به بار می آورد.»

و همچنین امام صادق علیه السلام می فرماید:

«ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا یَفْتَقِرَ؛ برای کسی که میانه روی کند ضامن شده ام که فقیر نگردد.»

و لذا قناعت، ثروتی است که تمام شدنی نیست و اگر کسی پس از سعی و تلاش برای کسب روزی، به آنچه خداوند روزی او ساخته است، قانع باشد، هرگز احساس فقر و ناداری نخواهد کرد؛ همان گونه که امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام می فرماید: «مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَی النَّاسِ؛ هر کس به آنچه خدا روزیِ او ساخته است، قناعت کند، از بی نیازترین مردم است.»

5. امدادهای الهی در کسب روزی

بدون شک یکی از نگرانیهای افراد مجرد در اقدام به ازدواج و تشکیل خانواده، ترس از فقر و مخارج سنگین عائله مندی است که چگونه می تواند به تنهایی در مقابل این بار سنگین قد علم کند و آن را به دوش بکشد.

ولی باید این مطلب مهم را یادآور شد که مسلما امدادهای الهی و نیروهای معنوی به کمک افرادی می آید که برای انجام وظیفه انسانی و حفظ پاکی خود اقدام به ازدواج می کنند.

و لذا هر فرد با ایمان می تواند به این وعده الهی دلگرم باشد که خداوند روزی او و خانواده اش را از مکانی که گمانش را نمی دهد، می رساند: «یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ»؛ «او را از جایی که گمان ندارد، روزی می دهد.»

همچنان که در حدیث از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده: «مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ «إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ»؛ «کسی که ازدواج را از ترس فقر و مخارج عائله مندی ترک کند، گمان بد به خدا برده است؛ چرا که خداوند متعال می فرماید: اگر آنها فقیر باشند، خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می سازد.»

و دیگر اینکه همه موجودات همواره محتاج و نیازمند امدادهای الهی می باشند و هر کدام به میزان استعدادشان از آن بهره مند می گردند:

جمله را بر قدر استعدادهمی رسد در هر مقام امدادها

خوب است بدانیم که جناب راغب اصفهانی در تعریف کلمه امداد می گوید: کلمه امداد غالبا در مورد کمکهای مفید و مؤثر به کار برده می شود و کلمه «مد» در موارد مکروه و ناپسند.»

و با توجه به آیه ذیل: «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا ... یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ»؛ «اگر صبر کنید و تقوا پیشه سازید...، پروردگارتان شما را امداد می کند.»

به این مطلب دست پیدا می کنیم که امداد غیبی و کمک معنوی بی دلیل نمی باشد، بلکه محتاج شرائطی همچون استقامت و تقواست تا افراد شایستگی امداد الهی را پیدا کنند.

و مطلب دیگر اینکه امداد الهی، اختصاص به زمان پیامبر صلی الله علیه و آله ندارد، بلکه هر کس در زمره بندگان خالص خدا و «عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» وارد شود، او هم لایق مواهب پروردگار خواهد بود.

نتیجه سخن اینکه، کسانی که از آنچه پایه اصلی پیروزیها را تشکیل می دهد، تلاش و سعی و کوشش آدمی است. آنها که سخت کوش ترند، پیروزترند و آنها که تنبل تر و کم تلاش ترند، محروم ترند

ترس فقر ازدواج نمی کنند، باید بدانند خداوند آنها را بی نیاز می کند و هر چه بیشتر اولاد بیاورند، وسعت رزق آنان زیادتر می شود. اگر در دوره جاهلیت اولاد خود را از ترس فقر می کشتند، امروز هم بسیاری از مردم بچه را سقط می کنند یا از آوردن بچه خودداری می کنند تا به فقر مبتلا نشوند و حال آنکه، رزق به دست خداوند است: «إِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ»؛ «خداوند روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است.» و همچنین یاری خداوند در روزی هر کس به اندازه نیازمندی او خواهد بود؛ همان طور که امام علی علیه السلام می فرماید: «تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَی قَدْرِ الْمَئُونَةِ؛ کمک [الهی] به اندازه خرجی [و نیاز] فرود می آید.»

و خداوند به واسطه ازدواج و ازدیاد اولاد وسعت در رزق می دهد؛ چنان که در روایتی آمده است: «کُلَّمَا کَثَّرَ الْعَیَالُ کَثَّرَ الرِّزْقُ؛ هر چه [تعداد] افراد خانواده بیشتر شود، رزق هم بیشتر می شود.» و خداوند سبحان هر صبح و شام روزی واجبی را به بنده خود می رساند؛ همچنان که می فرماید: «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاّ عَلَی اللّهِ رِزْقُها»؛ «هیچ جنبنده ای در زمین نیست، مگر اینکه روزی او بر خداوند است.»



تاريخ : 91/03/23 | 3 | نویسنده : ازدواج

پیشگفتار

هر پسر و دختری که پا به دوران جوانی می گذارد، بزرگترین آرزویش ازدواج و ایجاد کانون گرم و پر مهر خانواده است، تا یار و مونس و محرم راز پیدا کند و از نعمت زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بهره مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سایه زندگی مشترک جستجو می کنند. چنین میلی بطور طبیعی و فطری در انسانها وجود دارد و نمی توان از آن صرف نظر کرد. آری بزرگترین پناهگاه مطمئن برای جوانان، کانون گرم خانوادگی است که می توانند اضطرابهای درونی خود را در آن به اطمینان، استقامت و آرامش تبدیل کنند و غمها و نگرانیهای خود را از یاد ببرند. امر ازدواج و تحقق آن در جامعه باید برای همه کس آسان باشد. چرا که این امر یک ضرورت حیاتی است، مانند آب و نان که در هر جامعه ای از همه کالاها ضروری تر و مهم تر است.

ولی متاسفانه در جامعه امروزی ما روز بروز بر تشریفات، سنگینی مهریه ها، اسرافها و تجمل گرایی ها افزوده می شود! که تحمل پی آمدهای آن برای عموم افراد جامعه دشوار و چه بسا برای بعضی غیر ممکن می باشد، و پدر و مادران هم هیچ توجهی به این امر مهم نمی کنند. بلکه بعضی از پدران و مادران با رقابتهای غلط، فرزندان خود به ویژه دختران جوان خود را به سوی بدبختی سوق می دهند. دختری که هنوز در سنین نوجوانی بسر می برد و در اول راه است، مادران با توقعات زیاد، آن هم نا معقول و غیر ممکن، باعث تباه شدن دو انسانی که به هم پناه می آورند، می شوند. مادران بجای اینکه دختران خود را به سازگاری، ساده زیستی و ارزشهای انسانی راهنمایی کنند، تشریفات و زرق و برق ظاهری را در چشم فرزند جوان خود بزرگ جلوه می دهند.

جای بسی تاسف است که پرده های ضخیم غفلت و نادانی چشم و گوش و دل برخی افراد ظاهر بین را چنان بسته است که همه ارزشها و سعادت و عاقبت و عافیت و راحتی فرزندان خود را در سایه پول، تجمل و ژست و خوش تیپ بودن و حسن قیافه می جویند! شگفتا که اینان راه شقاوت می پویند!.

ما بهترین راه و روش زندگی را در کلام و عمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان پاکش می یابیم و احکام اسلام را روشنترین آینه زندگی سعادتمند می بینیم پس بهتر آن است که به آیین اسلام روی آوریم و سیره رهبران آسمانی آن را سرمشق زندگی خود سازیم تا شاید از فتنه های روزگار در امان باشیم.

فتنه می خیزد از این طاق مقرنس، برخیزتا به میخانه پناه از همه آفات بریم!

«حافظ »دفتری که در پیش روی شما عزیزان قرار دارد حاوی چهل حدیث نورانی و راهگشا از پیشوایان معصوم علیهم السلام است. مترجم بنابر وظیفه خود، این مجموعه را گزینش، تنظیم و ترجمه کرده و تحت عنوان چهل حدیث «ازدواج » به همه جوانانی که در اول راه زندگی اند، تقدیم می نماید.

خوانندگان گرامی در این دفتر کوچک، اهمیت، آداب و آثار ازدواج در اسلام را در آینه کلام روشن راهبران الهی راه زندگی مشاهده می کنند. و پیداست که هیچ سخنی والاتر از کلام این بزرگان نیست. و ما هر راه دیگری را که نشان دهیم به روشنی راه آن پیام آوران سعادت ابدی بشر نخواهد بود. و مردم ما به خوبی این حقیقت را می دانند و به حرف هیچ حکیم و دانایی به اندازه سخن پیشوایان معصوم خود، دل نبسته اند و نخواهند بست و ایمان دارند که:

«کلامکم نور و امرکم رشد...». (1)

و السلام علی من اتبع الهدی 20 جمادی الثانی 1416-23/8/74 (روز ولادت حضرت فاطمه زهرا «علیهما السلام ») قم-محمد رحیم بیگ محمدی اندریان قال الله تعالی: و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امآئکم ان یکونوا فقرآء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم.

پروردگار متعال می فرماید:

مردان بی زن و زنان بی شوهر، بردگان و کنیزان صالح را تزویج کنید. چنانچه آنان فقیر باشند، خداوند از فضل خود غنی و بی نیازشان می سازد. که خداوند رحمتش وسیع و به احوال بندگان خود آگاه است.

«سوره نور، آیه 32»

فصل اول: فضیلت ازدواج

1. تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.

2. ازدواج در هنگام تنگدستی

قال الامام الصادق علیه السلام:

من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (2)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

3. ازدواج رحمت است

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

یفتح ابواب السماء بالرحمة فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می شود:

1- موقع بارش باران.

2- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می نگرد.

3- هنگام گشوده شدن در کعبه.

4- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.

بحار الانوار، ج 103، ص 221

4. آفات بی همسری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اکثر اهل النار العزاب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بیشترین اهل جهنم انسانهای بی همسر هستند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

فصل دوم: وظیفه توانگران

5. تلاش در ازدواج بی همسران

عن الصادق علیه السلام قال:

من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

6. در سایه عرش

قال موسی بن جعفر علیه السلام:

ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

1-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

2- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

3-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

7. منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:

اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:

من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:

1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.

2- کسی که غم از دلی برگیرد.

3- کسی که برده ای را آزاد کند.

4- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

8. بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج 7، ص 405، وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج

9. ازدواج با دینداران

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می کند.

وسائل الشیعه، ج 14، ص 31

10. دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:

لا باس بان ینظر الرجل الی المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

11. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن.

محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟

امام علیه السلام فرمود: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

12. سؤال از اوصاف

قال علی علیه السلام:

اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

هر وقت یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگی رخسار او می پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

فصل چهارم: عروس و داماد شایسته

13. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:

اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و...

امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد و...

میزان الحکمة، ج 4، ص 280

14. داماد هم شان

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص 37، ح 193

15. عروس شایسته

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255

فصل پنجم: انتخاب سرنوشت

16. دقت در انتخاب

قال الامام الصادق علیه السلام:

انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 33

17. وصلت نکردن با خانواده ناشایست

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فی منبت السوء.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بپرهیزید از سبزه هایی که در مزبله می روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه هایی که در مزبله می روید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست بوجود آمده باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 256، مکارم الاخلاق، ص 205

18. ازدواج با دوشیزگان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزی را یاد می گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج 103، ص 237

19. رضایت داماد

سئل عن الصادق علیه السلام:

انی ارید ان اتزوج امراة و ان ابوی اراد غیرها. قال: تزوج التی هویت ودع التی هوی ابواک.

کسی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:

من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج 7، ص 392

فصل ششم: آداب خواستگاری

20. سهولت خواستگاری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من یمن المراة تیسیر خطبتها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

از نشانه های برکت زن آن است که خواستگاریش بی تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج 16، ص 322، ح 44721

21. آداب خواستگاری

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا یخطب احدکم علی خطبة اخیه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ یک از شما زنی را که دیگری خواستگاری می کند، خواستگاری نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج 2، ص 1034، ح 56

22. خواستگار شرابخوار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شرابخوار اگر تقاضای ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 79

فصل هفتم: آداب عروسی

23. مراسم عروسی در شب

قال الامام الرضا علیه السلام:

من سنته [رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالی جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی در شب، سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 91

24. سور عروسی

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا ولیمة الا فی خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور و ولیمه در پنج مورد است:

1- عروسی 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

25. ولیمه در عروسی

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه » دختر «حارث » ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.

فروع کافی، ج 5، ص 368.

26. طعام دادن در عروسی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافی، ج 5،ص 367

فصل هشتم: مهریه و جهیزیه

27. برترین زنان امت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

افضل نساء امتی اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 252

28. کمی مهریه برکت زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان من برکة المراة قلة مهرها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از برکات زن کمی مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

29. سنگینی مهریه

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 11

30. جهیزیه بی منت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لو ان جمیع ما فی الارض من ذهب و فضة حملته المراة الی بیت زوجها ثم ضربت علی راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالی، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت بگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین می رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.

مکارم الاخلاق، باب 8، ص 202

31. مهریه چیست؟

عن ابی جعفر علیه السلام قال:

الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهریه همان چیزی است که طرفین بر آن توافق می کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافی، ج 5، ص 378

32. ندادن مهریه

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مهریه ای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافی، ج 5، ص، 383.

فصل نهم: از خانه پدر تا خانه شوهر

33. خانه دوست داشتنی

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند خانه ای را که در آن عروسی انجام گرفته، دوست می دارد.

وسائل الشیعه، ج 22، ص 7

34. بیداری در شب عروسی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لا سهر الا فی ثلاث: متهجد بالقرآن، او فی طلب العلم، او عروس تهدی الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب بیداری روا نیست، مگر در سه مورد:

1-تلاوت قرآن.

2-تحصیل علم.

3-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 92

35. بدرقه عروس

امر النبی صلی الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فی صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضی الله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسی حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادی کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایی که خدا بدان راضی نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 198

36. زفاف و مهمانی

عن الصادق علیه السلام قال:

زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحی.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی را در شب و مهمانی را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 262

37. دعای شب زفاف

قال الصادق علیه السلام:

اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم... فان قضیت لی منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون همسرت به خانه تو آمد، دست بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!... اگر از این همسرم، فرزندی برای من تقدیر نمایی، فرزند مبارک و سالم عنایت فرمای.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

38. هفته عروسی

سئل عن ابی عبدالله علیه السلام فی الرجل یتزوج البکر، قال:

یقیم عندها سبعة ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردی که با دختر باکره ای ازدواج می کند، امام علیه السلام فرمود:

شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج 21، ص 339

فصل دهم: زن و شوهر خوشبخت

39. آب دادن زن به شوهر

قال الامام الکاظم علیه السلام:

ما من امراة تسقی زوجها شربة من ماء الا کان خیرا لها من عبادة سنة.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر زنی که به شوهرش قدری آب آشامیدنی بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 172

40. محبت به زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده می شود.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

پی نوشت ها:

1) زیارت جامعه کبیره.

2) سوره نور، آیه 32.



تاريخ : 91/03/23 | 1 | نویسنده : ازدواج
تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


همسر آينده ي شما چه ويژگيهايي بايد داشته باشد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

  1-تعهد به رشد شخصي

انسان موجود کاملي نيست بلکه همواره در راه تکامل گام برمي دارد. از طريق مطالعه، تحقيق و پژوهش هر روز اطلاعات بيشتري به دست مي آوريم و نسبت به روز قبل کامل تر مي شويم، در مورد روابط با ديگران نيز وضعيت به همين صورت است. ما نياز داريم که در روش هاي ارتباطي خود با ديگران تغييراتي ايجاد کنيم تا اين روابط هر روز بهتر شوند. براي مثال وقتي که شما يک کتاب در مورد روابط زناشويي مطالعه مي کند معمولاً روابط شما با همسرتان بهبود پيدا مي کند. وقتي که يک کتاب در باره ي روش هاي ارتباط برقرار کردن با ديگران مطالعه مي کنيد و به آن عمل مي کنيد دوستان بيشتري پيدا مي کنيد.علاوه بر آن محبوبيت بيشتري پيدا مي کنيد. افرادي که همواره به دنبال رشد شخصيت خود هستند سعي دارند از طريق شرکت در سمينار، کارگاه آموزشي، مطالعه کتاب و مجله، زمينه هاي رشد و پيشرفت شخصيت خود را فراهم کنند.اين افراد در زندگي زناشويي نيز موفقيت زيادي به دست مي آورند. و به ندرت در روابط خود با مشکل مواجه خواهند شد. لذا اولين ويژگي شخصيتي که بايد به دنبال آن باشيد اين است که همسر آينده شما فردي باشد که از طريق روشهاي مختلف سعي در اصلاح و پيشرفت خود داشته باشد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

  2-باز بودن روحي و احساسي

آيا مي دانيد باز بودن روحي و احساس يعني چه؟ آيا مي دانيد چه افرادي از نظر روحي و احساسي باز نيستند؟ شکايت اکثريت خانمها از همسرشان اين است که احساسات خود را به درستي بيان نمي کنند.مردها ذاتاً تمايل دارند احساسات خود را در عمل و يا به روشهاي ديگر به همسر خود نشان دهند اما خانمها دوست دارند همسرشان احساسات خود را به زبان بيان نمايد. متأسفانه بايد بگويم عدم وجود اين ويژگي يکي از بزرگترين عوامل اختلافات خانوادگي مي باشد.درصد بسيار زيادي از مراجعان من به علت اين موضوع با يکديگر اختلاف پيدا کرده اند. افرادي که از نظر روحي و احساسي باز هستند و خيلي خوب احساسات خود را به همسرشان بيان مي کنند به ندرت در زندگي زناشويي خود با مشکل مواجه مي شوند چون صميميت يکي از عوامل اصلي و از ارکان زندگي زناشويي است و چنين افرادي در روابط خود از صميميت زيادي برخوردار هستند. اما افرادي که نمي توانند احساسات خود را بيان کنند همواره احساس مي کنند که بين خود و همسرشان فاصله اي وجود دارد و اين فاصله هيچ گاه از بين نمي رود و در واقع از نظر روحي و رواني به طور کامل به هم نزديک نمي شوند.باز بودن احساسي همسرتان، به شما امکان مي دهد که به احساسات و عواطف دروني او دسترسي داشته باشيد، بازبودن عاطفي يک شخص، کليد قلب او را به شما مي دهد، لذا اگر به دنبال رابطه ي صميمي با همسرتان هستيد و به دنبال يک زندگي مشترک واقعي هستيد نه اينکه فقط در زير يک سقف مشترک زندگي کنيد، بايد به دنبال فردي باشيد که از نظر احساسي و عاطفي توانايي بيان احساسات خود را داشته باشد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

  3-صداقت

اگر در يک شهري زندگي کنيد که در آن شهر امنيت زيادي وجود نداشته باشد و سارقان و جيب برهاي زيادي در آن شهر وجود داشته باشند، در آنجا احساس آرامش نخواهيد کرد.اگر مجبور باشيد با فردي که داراي سابقه ي سرقت و دزدي مي باشد به يک سفر برويد اضطراب و ترس دائمي شما را فرا مي گيرد و هرگز آرامش نخواهيد داشت.اما در کنار دوستي که بارها صداقت و درستي او به اثبات رسيده است احساس راحتي کامل داريد. و همراهي با او به شما آرامش واقعي مي دهد. در زندگي مشترک شما نيز موضوع به همين صورت مي باشد اگر به صداقت و راستگويي همسرتان اطمينان نداشته باشيد درست مانند آن است که در يک شهر ناامن که پر از سارق و جيب بر مي باشد زندگي مي کنيد. صادق بودن با همسريکي از شروط اساسي و لازم براي زندگي زناشويي است. شما زماني مي توانيد کاملاً به همسرتان اطمينان کنيد و در واقع نسبت به او واقعاً صميمي شويد که بدانيد او نسبت به شما صادق است. افرادي که با همسر خود صادق نيستند هم خود آرامش رواني ندارند و هم آرامش رواني همسرشان را از بين مي برند.پس بايد به دنبال همسري باشيد که در رابطه با احساسات خود رُک و صادق باشد و اعمال و گفتارش با يکديگر همخواني داشته باشد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

  4-پختگي و مسئوليت پذيري

همه ما افرادي را مي شناسيم که عليرغم داشتن سن و سال و اندام مناسب اما هنوز توانايي پول درآوردن و اداره ي امور شخصي خود را ندارند.اين افراد از نظر جسمي بزرگ شده اند اما از نظر فکري هنوز بچه هستند. تصور کنيد با فردي که داراي اين خصوصيات باشد مي خواهيد زندگي کنيد. آيا زندگي با اين افراد قابل تحمل است. اين افراد به جاي اينکه به يک همسر و يا شريک زندگي نياز داشته باشند به يک والد نياز دارند که از آنها موظبت و نگهداري نمايد. تا زماني که فرد در قبال زندگي و آينده ي خود احساس مسئوليت نداشته باشد هرگز نبايد ازدواج نمايد.چون ازدواج خود مسئوليت هايي به دنبال دارد و وظايفي براي انسان بوجود مي آورد حال وقتي که فرد توانايي اداره ي امور خود را نداشته باشد چگونه مي تواند مسئوليت يک خانواده را بپذيرد.اگر همسر شما مسئوليت پذير نباشد در واقع روابط زناشويي به طور کامل مختل مي شود. چون در خانواده زن به عنوان فردي مطيع شناخته شده است اما زن مطيع به يک تکيه گاه محکم و نيرومند نياز دارد. اگر همسر شما از پختگي فکري کافي برخوردار نباشد شما نمي توانيد در زندگي به او تکيه کنيد و ارزش و اعتبار او در نزد شما از بين مي رود و نتيجتاً از نظر جنسي نيز نسبت به او سرد خواهيد شد.پس يکي از ويژگيهاي بسيار مهمي که بايد همسر آينده ي شما داشته باشد اين است که بايد از نظر فکري پختگي داشته و مسئوليت پذير باشد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 5-اعتماد به نفس بالا

از ازدواج کردن با افرادي که اعتماد به نفس پائيني دارند جداً پرهيز کنيد. چون همسرتان فقط به آن ميزان که خودش را دوست دارد مي تواند شما را دوست داشته باشد. هر قدر اعتماد به نفس همسرتان قوي تر باشد. رابطه تان قوي تر خواهد بود. در هنگام انتخاب همسر به دنبال آن نباشيد که همسرتان چقدر شما را دوست دارد. بلکه به دنبال اين باشيد که چقدر خودش را دوست دارد. افرادي که اعتماد به نفس پائيني دارند نمي توانند اظهار عشق واقعي کنند و آن عشق و علاقه اي که اظهار مي کنند بيشتر از روي ضعف مي باشد. اما افرادي که اعتماد به نفس بالايي دارند براي خود ارزش قائل هستند، از زندگي خود راضي هستند و خود و صفات و ويژگيهاي شخصيتي خود را پذيرفته و براي آن احساس افتخار مي کنند، براي بهبود آن تلاش مي کنند.شما از زندگي و همنشيني با اين افراد احساس افتخار مي کنيد و چون براي شما ارزش قائل مي شوند شما نيز براي خود ارزش قائل مي شويد در نتيجه اعتماد به نفس شما نيز بالا مي رود. زندگي کردن و همنشيني با افرادي که اعتماد به نفس بالايي دارند بسيار لذت بخش مي باشد چون اين افراد معمولاً بر روي ديگران نيز تأثيرات مثبتي بر جاي مي گذارند. اگر همسر شما از اعتماد به نفس بالايي برخوردار باشد، اعتماد به نفس شما نيز بالا مي رود، اما اگر اعتماد به نفس او ضعيف باشد علاوه بر آنکه نمي تواند به خوبي به شما عشق ورزي نمايد باعث تضعيف شخصيت شما نيز مي شود. پس يکي از ويژگيهايي که بايد به وجود آن در همسر آينده تان خيلي حساس باشيد اعتماد به نفس بالا مي باشد و از ازدواج با افرادي که اعتماد به نفس ضعيفي دارند پرهيز کنيد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

  6-نگرش مثبت به زندگي

برخي افراد نسبت به همه چيز و همه کس نگرش منفي دارند و به اصطلاح خوبيها را نمي بينند و فقط نقاط ضعف ها و منفي ها را مي بينند اين افراد همواره نااميد هستند و از زندگي خود لذتي نمي برند.اما در مقابل افراد مثبت انديش افرادي هستند که به همه چيز با ديدگاه مثبت نگاه مي کنند و بيشتر خوبيها را مي بينند اين افراد بسيار شاد، سرزنده و اميدوارانه زندگي مي کنند و همنشيني و مصاحبت با آنها بسيار لذت آور مي باشد.اگر از شما بپرسند که با کدام گروه حاضريد زندگي کنيد همه افراد مثبت انديش را انتخاب مي کنند. اما متأسفانه برخي در انتخاب همسر آينده خود به اين ويژگي خيلي توجه نمي کنند. اگر همسر شما نسبت به زندگي نگرش منفي داشته باشد همنشيني و زندگي با او باعث مي شود که اميدها، آرزوها و رؤياهاي خود را از دست بدهيد و هيچ نقطه روشن و اميدوار کننده اي در زندگي شما وجود نداشته باشد. اما اگر نگرش مثبت داشته باشد اعتماد به نفس شما بالا مي رود، به اميدها و آرزوهاي خود دسترسي پيدا مي کنيد و به طور کلي مي توان گفت از زندگي مشترک خود احساس لذت خواهيد کرد. البته لازم به ذکر است که اگر فردي ذاتاً مثبت انديش باشد بسيار خوب و پسنديده است اما در صورت عدم آن از طريق روشهاي شناخت درماني مي توان اين نگرش را در فرد تقويت نمود.و يا اينکه مي توان نگرش هاي منفي او را تا حدود زيادي کاهش داد.نکته ي ديگر اينکه خوشبختانه پي بردن به مثبت انديش بودن يک فرد بسيار آسان است. با مدت کوتاهي صحبت کردن با يک فرد متوجه خواهيد شد که آن فرد نگرش هاي منفي و يا نگرش هاي مثبت دارد.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

افراد مثبت انديش ويژگيهاي زير را دارند.(باربارادي آنجليس، 1386) - هميشه بر روي پيدا کردن راه حل، تمرکز مي کنند. - موانع را به «فرصت ها» و سختي ها را به «درس هايي سازنده» بدل مي کنند. - به توانايي هاي خود در بهبود اوضاع و شرايط اعتماد دارند. - خوشبين هستند و باور دارند که اوضاع را هميشه مي توان بهتر کرد. - به واسطه ي آگاهي و بينش، در شخصيت خود تغييراتي مثبت، به وجود مي آورند. افرادي که نگرش منفي دارند داراي ويژگيهاي زير هستند. - هميشه بر روي مشکلات تمرکز مي کنند و در برابر راه حل مقاومت مي ورزند. - اجازه مي دهند که ترس و نگراني آنها را اداره کند. - به آينده بدبين هستند. - به سادگي به کسي اعتماد نمي کنند. سعي کنيد براي ازدواج کردن همسري پيدا کنيد که مثبت انديش باشد، چون عشق يک نيروي مثبت است. در فضاي مثبت رشد مي کند و در فضاي منفي پژمرده خواهد شد



تاريخ : 91/03/23 | 1 | نویسنده : ازدواج
مار رسمی ما از ریشه های طلاق چیست؟ ۶۰ درصد ریشه جنسی دارد. در تهران از هر چهار ازدواج، یکی از آنها به طلاق می انجامد؛ یعنی ۲۵ درصد که ۶۰ درصد آن ریشه جنسی دارد. حال چرا این اتفاق می افتد؟ آیا حاصل عدم آموزش در این حوزه است؟
سایت گرداب که از آن به عنوان سامانه اطلاع رسانی “مرکز بررسی جرایم سازمان یافته” نام برده می شود، در روزهای آخرین سال ۱۳۸۷ در دسترس کاربران قرار گرفت.

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


سایتی که شأن نزولش برخورد با سایت های مستهجن فارسی زبان بود که به شیوه ای کاملا سازمان یافته، مدت ها مشغول فعالیت بوده و ایرانیان بسیاری را در منجلاب فساد و تباهی کشانده بودند؛ منجلابی که با آثاری بس خطرناک در جامعه، برای پاکدامنی و عفت خانواده ها تهدیدی بسیار جدی به شمار رفته و بنیان خانواده های ایرانی را نشانه گرفته بود.
پس از انهدام بیش از ۹۰ سایت مستهجن فارسی زبان با تلاش مرکز بررسی جرایم سازمان یافته، ده ها نفر نیز در این راستا دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفتند که پرونده قضایی آن ها در دستگاه قضایی در حال رسیدگی است.

وجود مرکز بررسی فقط محدود به برخورد با سایت های مستهجن نبود، بلکه اقدامات این مرکز تأثیر گذار کشورمان، به حوزه های سیاسی و امنیتی، حوادث پس انتخابات، جنگ نرم، اقدامات منافقین و … نیز تسری پیدا کرد.

نقش بی بدیل این مرکز در برخورد با سایت های مستهجن، شناسایی اغشتشاگران پس از انتخابات و … کاملا محسوس بود؛ چرا که بازخوردها و اثرات آن در جامعه کاملا نمایان شد که عصبانیت گروه ها و کشورهای مخالف ایران و درماندگی آنان از این مرکز، مستندی بر این واقعیت است.

این مهم باعث شد تا خبرنگار بولتن به سراغ این مرکز رفته و با مسئول سایت گرداب مصاحبه ای مفصل انجام دهد.

مسئول سایت گرداب در این مصاحبه به طور مفصل از اقدامات و اهداف مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سخن گفته و از دستاوردها و زوایای مختلف و پنهان مانده نبرد سایبری ایران خبر داد.

وی که تسلطی کامل بر حوزه جنگ نرم داشت، از ریز جزئیات اقدامات این مرکز، چرایی ایجاد، حضور، مأموریت ها، نتایج اقدامات و برنامه های آینده مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری گفت.
پس از بخش اول که چندی پیش منتشر شد، بخش دوم گفتگوی مفصل بولتن با مسئول سایت گرداب به شرح ذیل است.
گفتنی است طی روزهای آینده بخش های دیگر این مصاحبه جذاب و خواندنی منتشر خواهد شد.
بررسی های این مرکز در حوزه غیراخلاقی و مستهجن و معرفی سایت گرداب

رخداد اساسی در این حوزه “همزاد پنداری” است؛ یعنی مخاطبی که داستان را می خواند، اجازه دارد خودش را جای شخصیت داستان بگذارد و تخیل کند. حال در تخیل اتفاقات خطرناکی می افتد. در عمده داستان هایی که در سطح اینترنت منتشر شده ، مستقیم برای تخریب “پاکی رحِم” برنامه ریزی شده است؛ یعنی عمده داستان هایی که در اینجا داریم در حوزه سکس با خانواده است؛ سکس با مادر، خواهر، خاله، و … محارم.
این نکته بسیار مهم و برنامه ریزی شده است. شما در حیوانات هم چنین چیزی را مشاهده نمی کنید، ولی در اینجا توحش به تمام معناست.
اصل آنچه در غرب در حوزه جنسی داریم به عنوان فرهنگ افعال جنسی، آموزش جنسی است که پس از یک مدت که همه حوزه ها را اشباع کرد، وارد “تنوع جنسی” می شود. تنوع جنسی هم به جایی می رسد که اشباع می شود. در حال حاضر از کارهایی که در حوزه سکس انجام می دهند، به فتوحات جنسی تعبیر می کنند؛ یعنی نوعی پیروزی جنسی. فرو رفتن در همان گردابی که گفته شد. این معضل جدی است.
حال می رسیم به همان فحشای وارداتی که تلاش می شود بومی شود. اقسام سکسی که ما بیرون از کشور داریم در درون کشور هم دیده می شود؛ از جمله سکس ضربدری که سال گذشته، پلیس آگاهی ناجا سی و یک خانواده را در تهران دستگیر کرد که در پی انجام این عمل زشت در فضای واقعی بودند. البته در ابتدا تنها یکی از این خانواده ها روی اینترنت سایت راه اندازی کرد تا به تدریج عضوگیری کند تا زمانی که ناجا آنان را دستگیر کرد.
میزان تحصیلات اینها چیست؟ همه دارای تحصیلات کارشناسی به بالا. این یعنی قشر نخبه ما درگیر این ماجرا شده است. چون اینها بیشتر با اینترنت سر و کار دارند. حالا این که می گوییم مشکل جدی است، منظور این است که این افراد تحصیل کرده ما هستند که در دانشگاه ها و ادارات و … مشغول به فعالیت هستند و بالاخره هر جایی که هستند، کاری دستشان هست.
برگردیم به اینکه این آدم ها گرگ های جنسی می شوند که در خانواده برای دیگران تهدید هستند. همین ها صبح که از خانه بیرون می زنند، در جامعه هستند و این شامل حال تهران نیست و برخی از شهرهای دیگر را درگیر کرده و پوشش داده است. ما در آمار بازدیدهایی که از این شبکه ها شده است، ملاحظه کردیم که این موضوع در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی است و شاید من الان شهرهایی را نام ببرم که خواننده دچار حیرت شود که چنین جایی به راحتی به اینترنت دسترسی داشته و به گونه ای بوده که روز عاشورا به این سایت ها دسترسی پیدا کرده اند، این در حالی است که آدم حس می کند هر چه مکان و شهری دور افتاده تر باشد، انسان احساس تقید و مذهب بیشتری باید داشته باشد ولی مراجعه آنان به سایت ها چشمگیر بوده است.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


خلاصه این که با دیدن چنین چیزهایی، برخوردهایی که باید می شد، شد. یکی از این کسانی که در جریان پروژه گرداب از وی استفاده سیاسی شده، آقای سیاوش حسین خانی است. او یکی از بزرگترین گردانندگان این شبکه هاست و اعتراف هم می کند و می گوید که مفسد فی الارض است و لیکن هراز چند گاهی برخی ورشکستگان سیاسی که به حشیشی تشبث می کنند از وی به عنوان زندانی سیاسی یاد می کنند و از قول وی نامه منتشر کرده و برای آزادی این مفسد، کمپین روی شبکه های اجتماعی راه اندازی می کنند. کسی که با شنیدن اعترافات وی تمام وجودتان پر از نفرت می شود.

_وارد شدن افراد به این باتلاق و گرداب چه خطراتی دارد؟
* افرادی که به گونه ای وارد این فضا شده و به عکس ها، داستان ها و دیگر محتویات دسترسی پیدا کرده اند، لازم است به گونه ای تخلیه ذهنی شوند. حال این چگونه اتفاق می افتد؟ شخصی که درگیر داستان ها و عکس ها و فیلم ها شده است در پی انجام فیلم های دیده شده است، یعنی همان اقسام سکس توضیح داده شده، اما جامعه ما مخالفت می کند. خانواده با وی برخورد می کند. به مدرسه و دانشگاه می رود که باز هم در آنجا عامل های بازدارنده هستند. اما با همه اینها این فرد کارهایی را رقم می زند.

ناگفته نماند، در این داستان هایی که خواننده را با خود همراه می کند، در حین این که خواننده را به اوج لذت جنسی می رساند در یک پرانتزی اقدام به فحش دادن به حاکمیت دینی می کند که: اگر آخوندها نبودند راحت بودیم و … یعنی ترویج غیر مستقیم “سکولاریسم”. این فرد در جامعه سرخورده شده و عاقبت هم دچار عقده فروخفته اجتماعی می شود.
در جریان فتنه پس از انتخابات فردی دستگیر شد که اموال عمومی را تخریب کرده بود، آن هم با نهایت بغض. در بررسی ها مشخص می شود که رأی هم نداده است. پس از بررسی ها مشخص می شود که یکی از دلایل شکل گرفتن این کارها، همان عقده های فروخفته اجتماعی است که در حوزه فرهنگی و اخلاقی شکل گرفته است.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

آسیب دیگر این جریان را از زاویه ای دیگر بررسی می کنم. آمار رسمی ما از ریشه های طلاق چیست؟ ۶۰ درصد ریشه جنسی دارد. در تهران از هر چهار ازدواج، یکی از آنها به طلاق می انجامد؛ یعنی ۲۵ درصد که ۶۰ درصد آن ریشه جنسی دارد. نیز بر اساس آمار طلاق های ما در یک تا پنج سال آغازین زندگی رخ می دهد که اوج شهوت جنسی نیز هست. حال چرا این اتفاق می افتد؟ آیا حاصل عدم آموزش در این حوزه است؟ خیر. چون هم اکنون پیش از ازدواج آموزش های لازم در اختیار زوجین قرار می گیرد نوشتجات بسیاری در این حوزه در اختیار خوانندگان هست. اینترنت هم که به جای خود. پس ریشه در جای دیگری است.

این اتفاق زمانی رخ می دهد که به جای فرهنگ جنسی آموزش جنسی،‌ تنوع جنسی و فتوحات جنسی می نشیند. دیگر اطفاء و ارضاء شهوت عبادت محسوب نمی شود، ‌برای دوری از گناه نیست. آدم ها از جایگاه همسر قابل احترام یک فرد تبدیل به ابزار سکس می شوند و در جایگاه مقایسه با ستاره های پورن همیشه در پیشگاه همسر خود دارای کمبودهایی هستند. چون که آن آموزش ها وارد زندگی خصوصی شده و جایگاه پیدا کرده است. از طرفی عطش شهوت هم دارند و از طرفی تنوع طلبی آنها را از هم دور می کند. نتیجه پس از ۵-۱ سال می شود جدایی.
بخشی از این آموزش های فراگرفته شده جوانان محصول ناآگاهی خانواده هاست. خانواده به اصرار فرزند برای وی لپ تاپ می خرد. لپ تاپ یکی از ابزارهای “خصوصی سازی گناه” در فضای سایبری است. به این معنی که هر موقع و هر جا خواست گناه کند با این که گناه فردی است، اما در میان جمع آن را انجام می دهد و این بسیار خطرناک است و باید خانواده ها نسبت به این امر هشیار باشند. البته این مراقبت باید هشیارانه و از سر آگاهی باشد و در سنین نوجوانی جدی تر گرفته شود. رایانه ها اساسا باید در منزل در مکان های عمومی از جمله هال قرار گیرند تا فرصت گناه و وسوسه شیطان از فرزند نوجوان خانواده گرفته شود.

_این جریان سازمان یافته از کجا سرچشمه می گیرد؟
* از برخی کشورهای منطقه، کشورهای آمریکایی و برخی از کشورهای اروپایی با حمایت مستقیم و غیرمستقیم. برای نمونه آقای آریا دانشکار در هند مطالب ضد دینی و اخلاقی تولید کرده و در اینترنت منتشر می کند. این آدم، ماه به ماه چک سیتی بانک آمریکا را در منزلش تحویل می گیرد.
همین جا باید مطلب دیگری را بگویم و آن این که ما در فضای اینترنت، تنها با سیاستی به نام فیلترینگ نمی توانیم موفق شویم. البته سیاست فیلترینگ، یکی از بخش هاست که بسیار هم درست و بجاست. هم اکنون شما به ندرت می توانید سایت فیلترشکنی را پیدا کنید که کار کند؛ بنابراین این موفقیت سیاست فیلترینگ ما را نشان می دهد و باید دست این دوستان را بوسید و سپاسگزاری کرد که بسیار جدی در حال فعالیت هستند.

_با توجه به این که دولت های غربی، تصمیم گرفته اند هزینه کمتری را صرف گروه های معارض کرده و این هزینه کلان را در حوزه های اجتماعی و جنگ نرم به کار برند، ممکن است چه رویدادهایی رخ دهد؟
* دیپلماسی عمومی آمریکا، رویکرد جدیدش، “دیپلماسی دیجیتال” شده است و تکیه دیپلماسی دیجیتال بر برقراری ارتباط با نخبگان ملت مخاطب بر بستر اینترنت است. برای این منظور باید دسترسی آنان را به محتوایی که غرب در حال تولید آن است، ایجاد کرد. در حال حاضر تولید نرم افزار فیلترشکن و اطمینان از سهولت دسترسی نخبگان و دیگر کاربران اینترنت به آن از راهبردهای اصلی غرب در این فضاست.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


حال کار فیلترشکن چیست؟ نخست این که “جاسوس افزار” است؛ یعنی آن مقداری که شما اطلاعات را recieve می کنید، چه بسا بیشتر از آن در حال send شدن است. گزارش های بسیاری داریم که وقتی ما send rate خود را بررسی می کنیم، می بینیم عدد بالاتر از دریافتی است. اینها در نظریه جاسوسی عمومی شکل می گیرد که چند سالی است روی آن کار می کنند.
یکی از حوزه های جاسوسی آنان، اینترنت است. در پروژه جاسوسی عمومی، هر مطلبی در هر جایگاهی از جمله اینترنت حائز اهمیت بوده و روزی به کار می آید. به همین علت نرم افزارهای عظیمی طراحی شده که این مهم را برای سازمان های جاسوسی غرب عملی کند؛ بنابراین فضای دیپلماسی دیجیتال بسیار جدی و بسیار گسترده است.
در همین رابطه خانم “پندیت” به عنوان نماینده دستگاه دیپلماسی آمریکا در حوزه شرق کار، قرار است به دنبال “امامان توییتری” بگردد؛ از واژه امام بهره برده اند، چون در حوزه مسلمانان در حال کار و بررسی هستند؛ آن هم در توییتر و هنوز هم از این فضا دست برنداشته اند و برای همین به دنبال امامان توییتری می گردند تا به واسطه حضور امامان توییتری در این فضا، دیگر مسلمانان را بیاورند و بگویند آمریکا، آن چه شما مدنظرتان است، آورده و برای شما آماده کرده است.
موضوع دیگر، از بین بردن اعتماد مخاطب به نیروهای خدوم و مخلص تامین کننده امنیت اجتماع است. القائات در تولیدات اینترنتی و غیر اینترنتی غرب به گونه ای است که تمامی زحمات این عزیزان را زیر سؤال می برد. دقیقا بر اساس جمله مشهور که در غرب امنیت نیست ولی احساس آن هست، در ایران امنیت هست ولی احساس نمی شود. این از بابت هدایت دقیق و مزورانه افکار عمومی توسط دستگاه های سخن پراکنی غرب است.

_به بحث احساس امنیت اشاره کردید؛ چرا به رغم زحماتی که ناجا، سپاه و واجا می کشند، باز هم احساس امنیت در این فضا کمتر است؟
* چون در اینجا مردم خود را در تامین امنیت دخیل نمی دانند، بلکه نیروهای امنیتی را عهده دار این کار می دانند؛ اما در غرب اگر کسی دید که فردی در حال آسیب رساندن به یک باجه تلفن است، سریع زنگ می زند به پلیس و … در حقیقت امنیت اجتماعی شده در غرب حاکم است و از طریق تولیدات مختلف در شرکت های فیلمسازی این معنا القا می شود.
اما در ایران اگر ناجا در پی برخورد با بر هم زننده امنیت اجتماعی، مثل یک خانم مانکن باشد احساس عمومی این است که باید با ناجا برخورد کرد نه با آن مانکن.
حال در این حوزه بنده دنبال مطلب دیگری هستم. امنیت مورد اشاره بنده بیش از امنیت انتظامی، “‌امنیت خانواده” به عنوان رکن جامعه است. در پروژه گرداب مستقیماً مادر، پدر، پسر و دختر هدف قرار گرفته اند. اینجا باید کلیت جامعه نسبت به این جریان واکنش نشان دهد و باید مقابله کند. آیا مردم دوست دارند، فضا، فضای توحش و حیوانیت باشد و همه جا همه کس احساس کنند که از یکدیگر می توانند تمتع داشته باشند؟ خیر، نباید این گونه باشد. چرا پایین ترین اقشار جامعه به لحاظ فرهنگی هم این موضوع را بر نمی تابند؟

_در بحث فضای غیراخلاقی و مستهجن با توجه به اقدامات مثبت انجام شده، هم اکنون چه تهدیداتی وجود دارد؟
* آسیب دیدگان فضای مستهجن و غیراخلاقی با توجه به عملکرد غرب در اینترنت بسیار زیادند. اینها نیازمند این هستند که اصلاح شوند؛ بنابراین برای اصلاح به سایت های مشاوره می روند. حال این پرسش است که در مشاوره جنسی ما چه اتفاق هایی در حال رخ دادن است؟ در برخی از این سایت ها و وبلاگ ها، کسانی که بعضا تحصیلات مرتبط نیز دارند و مرجع مراجعه کاربران قرار می گیرند، می خواهند به کاربرانی که گرفتار آسیب های اینترنت شده اند پاسخ بدهند. حکم صادر می کنند در حوزه فقهی. از ایشان استفتا می شود که مثلا من درگیر استمنا شده ام. به راحتی طرف را به این سمت هدایت می کنند که این یک نیاز طبیعی بشر است و شما اگر این کار را انجام ندهید بیمار می شوید. این کجا در حال رخ دادن است؟ داخل حاکمیت جمهوری اسلامی؛ بنابراین، فیلترینگ به تنهایی پاسخگو نیست و من تنها به همین یک مورد اکتفا می کنم.
از سوی دیگر، ما باید نظارت و بررسی محتوایی (امر به معروف) داشته باشیم.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


_چرا این بحث مجازی و تهدیدات آن این اندازه مهم و مورد توجه مرکز بررسی جرایم سازمان یافته است؟
* در راستای اجرایی نمودن دیپلماسی عمومی، وزارت خارجه آمریکا دفتری به نام دفتر فرارسی دیجیتال راه اندازی کرده است. چون ارتباط در دیپلماسی سنتی قطع شده است، ارتباط رسمی نیز در حوزه رسانه قطع است؛ لذا برای این که بتوانند ارتباط برقرار کنند، وزارت خارجه دفتری راه اندازی کرده است که می آید با فعالان فضای وب در ایران ارتباط برقرار می کند و به این گونه است که پیام آمریکا را به کاربران مذکور می رساند.

باید گفت اینجا بحث خدشه دار شدن امنیت ملی کشور مطرح است. این دفتر از آن سر دنیا مرزهای ما را درنوردیده و گویی در خانه ما آمده و با ما صحبت می کند. دیگر آن که مأمور وزارت خارجه آمریکا از آن سوی دنیا با مردم ما در حال صحبت و مذاکره است، حال آن که ما خودمان نمی توانیم با کاربرانمان به این آسانی سخن بگوییم.
مورد دیگر این که هم اکنون سرورهای اصلی اینترنت در پنتاگون است؛ یعنی وزارت دفاع آمریکا. بدیهی است موضوعی در وزارت دفاع آمریکا تعریف می شود که ابزار دفاع یا حمله باشد. نکته دیگر آن که سیاستگذار کیست؟ خانم کلینتون. آقای اوباما معاون مستقلی در دفتر خود برای فضای مجازی دارد. در وزارت خارجه امریکا، اداره ای به نام “اداره هماهنگ کننده سیاست های خارجی در فضای مجازی” راه اندازی شده است و البته به تازگی فرماندهی جدیدی در فرماندهی مرکزی آمریکا ایجاد کرده اند به نام فرماندهی فضای مجازی. به این منظور ژنرال چهار ستاره ای را به فرماندهی آن منصوب نموده اند به نام “کیت الکساندر”. چهار هزار نیروی اطلاعاتی- امنیتی زبده مسلط به فضای اینترنت را جمع کرده اند تنها برای راه اندازی این فرماندهی. این فرماندهی تحت نظر وزارت دفاع امریکا تشکیل شده است. پرسش این است که نسبت ایجاد فرماندهی فضای مجازی با وزارت دفاع چیست؟
پنتاگون چند وقت پیش اعلام کرد ما منتظر یک ۱۱ سپتامبر مجازی هستیم و هر حمله ای که در فضای مجازی به ما شود، ما پاسخ آن را در حوزه نظامی خواهیم داد.

اینها را ما برای چه می گوییم؟ برای این است که برداشت کاربر ایرانی از اینترنت، برداشتی سطحی است. تلقی آن است که اینترنت، ابزاری است که ما را در دستیابی به علوم گوناگون راهنمایی می کند، می توانیم جستجوهای خودمان را انجام دهیم، اخبار را دریافت کنیم و در کل یک ابزار برآورده نمودن نیازهای فرهنگی – اجتماعی کاربران است.

در حالی که این ابزار کاملا سیاسی- نظامی است. ذات آن سیاسی – نظامی است و رویکرد فرهنگی – اجتماعی آن به ذات آن الصاق است. چرا؟ چون این بستر را باید فرهنگی – اجتماعی نشان دهدتا بتواند خروجی سیاسی – نظامی از آن بگیرد. مثل اینکه برای حمله به عراق، با بالگرد می آید و بر سر مردم تراکت های تبلیغاتی می ریزد و می گوید ما آمده ایم دموکراسی و آزادی به شما هدیه کنیم. در ادامه لشکرکشی می کند و پس از حدود یک‌دهه ملاحظه کنید که چه اثری از آزادی و دموکراسی در عراق مشاهده می شود.

توضیحات ارائه شده دال بر فراهم آوردن بستری است که ظاهر آن رویکردی فرهنگی – اجتماعی را نشان دهد و لیکن باطن آن در پی برآوردن اهداف سیاسی- نظامی تولید کننده این بستر است. چندی پیش، موسسه مطالعاتی “بروکینگز” در پژوهشی اذعان کرد که برای ایجاد تغییر در ایران هیچ راهی جز براندازی نرم وجود ندارد. براندازی نرم نیز از راه “تغییر افکار عمومی” رقم می خورد که آن را هم رسانه ها هدایت می کنند. مهم‌ترین رسانه و بزرگ‌ترین و موثرترین آنها، همانا اینترنت است. افزون بر این، در هر کشوری که انقلاب رنگی رخ داده، اینترنت نقش بسزا و پررنگی داشته است.
به اذعان آمریکایی ها آنها بیشتر اطلاعاتشان را در مورد ایران از یوتیوب و فیس بوک دریافت می کنند. دیگر آنکه ۹۰ درصد اطلاعاتی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و پس از آن در سایت توییتر تبادل شد، مربوط به کاربران ایرانی بود. پس از انتخابات نیز بود که چهارصد میلیون توییت فرستاده شده توییتر در دوره انتخابات، به کتابخانه مرکزی آمریکا رفت؟ برای چه؟ برای تحلیل محتوا. برطرف کردن نقاط ضعف هدایت کاربر و …

_ چگونه می شود جامعه ایرانی طی این روند به این سو کشیده می شود که در دام این خبرسازی های مزورانه می افتد؟ چه برنامه هایی در پس پرده شکل گرفته است؟
*طی بررسی های دقیقی که انجام شده است، سیکل هدایت افکار عمومی در حرکت های سازمان یافته غرب، بسیار دقیق و کارآمد طراحی شده است. این سیکل طی طراحی شبکه های به هم پیوسته ای از تولید و انتشار محتوا به اهداف خود دست پیدا می کند:

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

شبکه اول، شبکه “بررسی و طرح ریزی” است. این شبکه در حقیقت شبکه ای از اتاق های فکر مختلف است. کار این شبکه، بررسی همه جانبه فضای جوامع مد نظر، برای یافتن راهکارهای ورود و دستیابی به نتیجه است.
شبکه دوم، شبکه “جمع آوری و تولید محتوا”ست که در پی جمع آوری محتواهای تولید شده همسو در اینترنت است. پس از بررسی این تولیدات، نقاط کاستی محتوا به تیم تولید سفارش داده می شود.
بسیاری از محتواها را ما خودمان تولید می کنیم. برای همین شما به این سایت ها که نگاه می کنید مطالب دسته بندی شده بسیاری دارد که اصلا تولیدی غربی ها نیست و تنها جمع آوری شده هستند.


شبکه سوم، شبکه “توزیع و باز نشر” است. محتوای تولیدی یا جمع آوری شده در شبکه ای از اجزای وب ۲ نشر و باز نشر می گردد. توزیع در این شبکه بر اساس جایگاه های انتشار از پیش تعیین شده از جمله وبلاگ ها، وب سایت ها، شبکه های اجتماعی، میکرو بلاگ ها و … شکل گرفته و سیل اطلاعات درست و نادرست را درهم در اختیار کاربر اینترنت قرار می دهد تا قدرت تصمیم درست را از او بگیرد و تصمیمی که دلخواه هادیان شبکه است اتخاذ شود.


شبکه چهارم، شبکه “عملیات و اقدام” است. در اجزای وب ۲ شما این را ملاحظه می کنید که تبلیغات می شود و کاربران اینترنت آموزش می بینند که در اغتشاشات اگر یک نیروی انتظامی دیدید، با قمه و دشنه این گونه بزنید. پس از بررسی نیروهای انتظامی زخمی و آسیب دیده مشاهده می کنید بر اساس آموزش ضربه وارد شده است. مورد بعد در خصوص شعارنویسی هاست. شعارنویسی ها را بررسی می کنیم؛ یعنی کِی نویسی، کجا نویسی، چی نویسی همگی بر اساس آموزش های مجازی تحت اینترنت است.
در جریان انفجار حسینیه سیدالشهدای شیراز نیز دقیقا همین روند مشاهده می شود؛ یعنی پس از دستگیری عوامل، محتوای اعترافات آنان مبنی بر آموزش و هدایت آنان از طریق اینترنت بوده است.

شبکه پنجم، شبکه “پشتیبانی، ایجاد امنیت و دسترسی آزاد” است. هزینه تولید، جمع آوری، انتشار و باز انتشار مطالب مد نظر، تهیه جایگاه انتشار (دومِین و هاست هر سایت) و دیگر مباحث پشتیبانی نیاز به هزینه های گزاف دارد که شبکه ای برای پشتیبانی آن تعریف شده است. علاوه بر آن در صورت فیلتر شدن جایگاه های انتشار شبکه ای برای تولید و انتشار فیلترشکن ها جهت دور زدن فیلترینگ کشور نیز باید فعالیت نماید تا کاربران به محتوای مغلوط دست پیدا کنند. در ضمن امنیت جایگاه های انتشار نیز از اهمیت وافری برخوردار بوده که از جمله مسئولیت های همین شبکه است تا هک و نفوذ در این شبکه ها را غیر ممکن سازد.
البته با این همه تلاش و هزینه های سنگین به اذن پروردگار فرزندان ملت در مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در هر پروژه ای که احساس نمودند امنیت کشور به مخاطره افتاده است در فعالیت های خود سر بلند بوده اند.

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


حال بررسی یک نمونه از فعالیت این شبکه ها خالی از لطف نیست. سال گذشته در ایام درگذشت مایکل جکسون، خواننده معروف بین المللی، خانم ندا آقا سلطان به طرز مشکوکی کشته شد. طی بررسی های به عمل آمده در حوزه رسانه، در دو هفته اول پس از مرگ این دو نفر، شمار ویدئوهای تولیدی و منتشر شده از این دو نفر با یکدیگر برابری می کند. این چگونه منطقی به نظر می رسد؟ مایکل جکسون سی سال در دنیا جنجال آفرین و روی موج بود و در اکثر کشورهای دنیا دوستدارانی داشت و بزرگ‌ترین تشییع جنازه تاریخ آمریکا مربوط به وی بود. لکن خانم آقا سلطان یک اپسیلونی در این موج جمعیت (هفت میلیارد) است. حال آن که شمار ویژه برنامه های تولیدی و پخش شده آنها با هم یکی شده است؛ این موضوع در بستر اینترنت و با تکیه بر امکانات وب ۲ و بر اساس سازوکار توضیح داده شده می تواند رخ دهد.

_گذشته از این تفاسیر، به نقش اساسی مردم در کنترل این فضا اشاره کردید و مردم را از عناصر اصلی ایجاد امنیت دنیای مجازی معرفی کردید؛ حال وظیفه مردم در ازای این تشکیلات چیست؟
*البته باید بگویم مردم در قبال مرکز وظیفه ای ندارند، بلکه در خصوص امنیت خود و خانواده شان وظیفه دارند و این ما هستیم که باید امنیت مذکور را فراهم آوریم لکن تامین این امنیت با کمک مردم امکان پذیر است. مرکز تا به امروز وظیفه داشته است که جرایم سازمان یافته را بررسی کند؛ آن هم در فضای مجازی که البته دیگر منحصر به موضوعات سیاسی و اخلاقی و … نیست، بلکه هر جرمی که به صورت سازمان یافته در فضای مجازی شکل گیرد که یا به ما گزارش شود و یا در دایره رصد ما قرار گیرد، حوزه ماموریتی ما محسوب می شود. البته تا به امروز ما در این بستر انجام وظیفه کرده ایم، اما ممکن است حوزه فعالیت ما از این بیشتر و گسترده تر شود.
از آغاز فعالیت، اولویت ما مبارزه با جرایم در حوزه مباحث غیر اخلاقی و ضد دینی بوده است که پروژه گرداب محصول همین فعالیت است.

بخش دوم، جرایم مربوط به حوزه سیاسی است که پروژه “فتنه عمیق” شکل گرفته در این فضاست. البته جرایم سازمان یافته دیگری نیز در حوزه سیاسی داریم که مربوط به حوزه امنیت ملی می شود. خلاصه آن که جرایم مورد بررسی اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی است.

و اما نقش مردم. از آنجا که همه کاربران ما در مسائل مطروحه درگیر هستند، بیش از هر چیز حوزه “امنیت روانی کاربران” و “خانواده” آنان برای ما اولویت دارد و اغلب جرایم واقع شده در فضای اینترنت، مستقیم یا غیر مستقیم مربوط به امنیت خانواده می شود. بدین روی، تک تک افراد جامعه باید در پی کمک به تامین امنیت خانواده در کشور باشند. فعالیت ما هم به نوعی مردمی محسوب می شود. از یک سوی، هم سپاه و هم دیگر نیروها، برآمده از متن مردم هستند و این خود کمک مردم به مردم است و دوم این که با توجه به گستره و حجم جرایمی که در فضای اینترنت در حال رخ دادن است، ما باید گزارش های مردمی را داشته باشیم که الحمدلله تا امروز هم گزارش های خیلی خوبی از سوی مردم برای ما ارسال شده است.

گزارش های رسیده البته دو بخش عمده نیز دارد: نخست، گزارش رخدادها وجرایم در بستر اینترنت و هم بیرون از آن. بخش دوم، گزارش جرایم نوپدید؛ یعنی جرایمی که تاکنون نبوده و هم اکنون باب شده است. اینها کمک می کند که ما در دایره رصد خود، دقیق تر رفتار کنیم.
و اما راه های ارتباط مردم با ما چیست؟ سایت گرداب به عنوان پایگاه اطلاع رسانی مرکز بررسی جرایم سازمان یافته به نشانی Gerdab.Ir محمل ارتباط با کاربران اینترنت تعریف شده است که جدا از فعالیت خبری خود در بخش “روابط عمومی” خود چند گزینه برای ارتباط با کاربران دارد.
نخست، “بانک ایده”: هر کدام از کاربران با هر میزان فرهیختگی، هر طرحی که در راستای مقابله با جرایم و پالایش اینترنت به ذهنشان می رسد، می توانند در این بخش درج نمایند.

بخش دیگر، “دعوت به همکاری” است. همه عزیزانی که تمایل داشته باشند به سالم سازی فضای اینترنت، می توانند اعلام همکاری کنند. کاربران اینترنت و یا سایر مردم که تخصص یا توانمندی خاصی داشته باشند، می توانند در این بخش ثبت نام نموده و اعلام نوع همکاری کنند. این درخواست ها پس از بررسی مسئولان مربوطه و دسته بندی در گروه های از پیش تعیین شده، منجر به دعوت از این کاربران جهت همکاری می شود.

بخش دیگری هست به نام “گزارش تخلفات”: در این بخش الزاماً تخلفاتی درج می شود که در صفحات اینترنتی، چه داخلی و چه خارجی، در حال رخ دادن است. چون سیاست فیلترینگ کشور تکیه بر گزارش های مردمی است؛ لذا بخش عمده ای از فیلترینگ اینترنت محصول درخواست های مردمی است. این درخواست ها عبارت است از سایت های خارجی با محتوای مستهجن، غیراخلاقی، غیر دینی و … و نیز سایت های داخلی که تخلفات مندرج در قانون جرایم رایانه ای را مرتکب شوند، است. لذا کاربران اینترنت می توانند گزارش های خود را در سایت درج نمایند تا پس از بررسی، روند فیلترینگ سایت های متخلف اجرایی شود.

بخش دیگری داریم به نام “تماس با ما”: در این بخش کاربران گرداب می توانند هر مطلبی اعم از گزارش، پیشنهاد، یادداشت و … مرتبط با فضای اینترنت و یا خارج از آن را برای ما ارسال کنند.
راه دیگر ارتباط، بخش “نظرات کاربران” است که در انتهای هر مطلب منتشر شده در سایت، پذیرای نظرات بازدید کنندگان از سایت می باشد. نظرات درج شده کاربران در همه بخش ها از اهمیت ویژه ای برای مدیران سایت برخوردار است و همگی مورد بررسی قرار می گیرد.



تاريخ : 91/03/23 | 0 | نویسنده : ازدواج

همه‌چیز درباره‌ی یک خواستگاری ایده‌آل

 

در روزگاران گذشته که شهرها کوچک بود اغلب افراد همدیگر را می‌شناختند و یا به آسانی می‌توانستند راجع به همدیگر شناخت پیدا کنند و برای همین افراد برای ازدواج استرس کمتری داشتند. اما امروزه با به وجود کلان شهرها و مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ حتی در یک محله هم که باشی نمی‌توانی به راحتی افراد را بشناسی و راجع به گذشته و خصوصیات آنها اطلاعات داشته باشی، برای همین معمولا جلسه اول خواستگاری فقط برای آشنایی می‌باشد و افراد در این روز دچار استرس فراوانی می‌شوند و همین باعث کم شدن توانایی پسر و دختر در گفت‌و‌گو با یکدیگر و شناختن هم می‌شود و اغلب این بزرگترها هستند که شروع به صحبت و تصمیم‌گیری راجع به زندگی آنها می‌کنند.

radsms.com


دختر و پسر باید این را بدانند که ابتدا باید گام نخست را درست بگذارند؛ یعنی برای انتخاب همسر اول از همه باید تناسبات سنی، ظاهری، تحصیلی، خانوادگی و اعتقادی را در نظر بگیرند و سپس اقدام به خواستگاری رفتن و یا پذیرفتن خواستگار کنند. در این‌صورت دلیلی برای استرس وجود ندارد. در جلسات خواستگاری خانواده‌ها بیش‌تر با هم آشنا می‌شوند و به دختر و پسر اجازه می‌دهند تا با رعایت اصول شرعی و اخلاقی با هم ارتباط و شناخت بیشتری داشته باشند. و در نهایت اگر خواهان ازدواج با هم بودند مراسم بعدی برگزار می‌شود.

یکی دیگر از راه‌های کاهش استرس ارائه نظرات به صورت کتبی به خانواده مقابل می‌باشد. مثل تعیین مهریه. این امر باعث می‌شود خانواده‌ها بدون استرس بتوانند نظرات‌شان را بگویند و مخالفت و یا موافقت خود را اعلام کنند و با هیجان کمتری با هم مواجه شوند.

در صورتی که خانواده دختر هیچ شناختی از خانواده پسر نداشته و برای برگزاری جلسه خواستگاری در منزلشان آماده نباشند می‌توانند جلسه اول آشنایی را در جای دیگر مثل لابی هتل یا کافه تریا برگزار کنند. بهتر است خواستگار در زمان معین بدون تاخیر بیاید و وقت‌شناس باشد و خانواده‌ها حساسیت‌هایشان را بدون تعارف اعلام کنند.

دختر و پسر باید راجع به باورها و ارزش‌های دینی و باورها و اصول اخلاقی روابط با دوستان، اهداف رشد شخصی، ارتباط با خانواده خود و همسر، مسائل مالی، خواسته‌ها و توقعات، بچه‌دار شدن و تربیت فرزند، چگونگی گذراندن اوقات فراغت و در نهایت موضوعات جنسی با هم صحبت کنند و دست کم به تفاهمی نسبی برسند.
اگر در همه این موارد با یکدیگر هم‌سو بودند و مشکلی وجود نداشت با توکل به خدا و دوری از استرس، زندگی مشترک را آغاز کنند.


تاريخ : 91/03/21 | 16 | نویسنده : ازدواج

الهی اگر بپرسی حجت نداریم و اگر بسنجی بضاعت نداریم و اگر بسوزی طاقت نداریم


 

اگه اهل تفکر نیستی

نرو توی ادامه مطلب

باور های ذهنیت می ریزه بهم


 خودت دعا کنی بهتر از آن که دیگران برات دعا کنند

خودت ببخشی بهتر از اون است که مالت را بعد از تو ببخشند

خودت بروی بهتر از آن که به نیابت تو بروند

خودت باشی بهتر است تا برایت توجیه بسازند

امروز اگر احترامی می بینی به حرمت ابلاغت و

یا پدرت و یا پستی است که داری

فردا با مردم طرفی و خدای مردم

فردا از ما نمی پرسند که چرا چشمانتان را بسته بودید

مگه ندیدید که اطرافتان چه خبر است

کدام واجب تر بود نماز مستحبی  یا امربه معروف؟

الان برای اعتکاف ثبت نام می شود


کی جواب این سوالات را می دهد آنها که امتیاز و سهمیه اش را گرفته اند و الان نوش جان می کنند و یا آنها از قبال آنها نون می خورند و یا همه مسئولیم و یا بی خیال شتر دیدی ندیدی؟

کمی به اطراف نگاه کنید این چه اوضاع است که ساخته اند برای ما

تا کی خودمان را به اسم خودسازی به گوشه مساجد بکشانیم؟

به اسم شب قدر به اسم تاسوعا و ....  اعتکاف خودمون را از جامعه جدا کردیم که آقایان مسئول می سازنند..

اون از هنرپیشه های صدا سیما

اون از ورزشکاران که از گوشه و کنار که اخبارشون را می شنویم

اون از خواننده های زیر زمینی ما که فلان کار را می کنند

الگو های جوانان ما کجایند ؟

هر کسی توی لاک خودش است؟

امر به معروف در جامعه مرده اون وقت نمازم قبول است؟

هر بار در قران گفته نماز بپا دارید بهمراه یک واجب دیگر بوده

کجا گفته خودتان را در گوشه خانه و مسجد زندانی کنید

بیرون را سیل ببرد؟

به این تصاویر نگاه کنید بعد برویم نماز بخوانیم

این از هنرمندان ما تازه این خوبش است


 

 

آیا هنگامی که با تفنگ آب پاچ

اعتقادات  ما را هدف قرار دادند

ما در مسجد بودیم؟

این تازه تهران است می خواهی از قشم و کیش بگم؟

می خواهی یکسری بزنی به قهوه خانه ها  و

و....و کافی شاپ های نوین و سنتی خودمان؟

اون خدایی که ما رو تو مسجد میپذیره

و دعای ما را مستجاب کنه

دیگه باید خیلی ... باشه

می خواهی از کارمندان و معلمان و اساتید بگم و یا

بریم نمایشگاه کتاب

یا دانشگاه را با هم ببینم ؟ یا بسه دیگه؟



تاريخ : 91/03/14 | 18 | نویسنده : ازدواج
علي(ع) از زبان پيامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنت


 


در مدح تو اي مظهر اضداد چه گوييم / بالاست مقام تو و گفتار قصير است

با اين که تويي پادشه عالم هستي / کرباس تو را جامه و فرش تو حصير است‏


راستي درباره عظمت و فضائل و مقامات اميرمؤمنان علي(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل مي‏نمايد ولي با مقداري فرورفتن در بحر فضائل بي‏شمار او انسان متوجه مي‏شود که بيان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولي افتاد مشکلها»

زيبا گفته خليل بن احمد وقتي از او درباره فضائل علي(ع) پرسش شد: «کيف اصف رجلاً کتم اعاديه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بين الکلمتين ملأالخائفين؛(1) چگونه مي‏توانم مردي را توصيف کنم که دشمنانش از روي حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بين اين دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.


آنچه پيش رو داريد نگاهي است گذرا به فضائل و اوصاف اميرمؤمنان علي(ع) از زبان پيامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آيد در کتاب ديگران‏


علي را جز خدا و نبي(ص) نشناختند
راستي اين اعجوبه کون کيست که همه در شناخت او در مانده‏اند، عدّه‏اي او را تا سر حدّ خدايي بالا برده‏اند، و عدّه‏اي حتي در بندگي او شک دارند که: در مسجد کوفه شهيدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علي؟! و آن که او را حقيقتاً شناخت خداي او و رسول خدايش بود.

پيامبر اعظم(ص) خطاب به علي(ع) فرمود: «يا علي ما عرف اللّه حق معرفته غيري و غيرک و ما عرفک حق معرفتک غير اللّه و غيري؛(2) اي علي! خداوند متعال را نشناخت به حقيقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»

و در جاي ديگر فرمود: «يا علي لايعرف اللّه تعالي الّا انا و انت و لايعرفني الّا اللّه و انت و لا يعرفک الّا اللّه و انا؛(3) اي علي! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»


فضائل بي‏شمار کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست / که‏تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم
پيامبري هم که علي را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصي نيست.


ابن عباس مي‏گويد پيامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفياض(4) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل عليّ بن ابي طالبٍ؛(5) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دريا مرکب، و تمام جنّيان حسابگر، و تمام انسان‏ها نويسنده باشند قادر به شمارش فضائل علي بن ابي طالب نخواهند بود»


و در جاي ديگر پيامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالي جعل لاخي عليٍّ فضائل لاتحصي کثرة فمن ذکر فضيلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستي خداوند براي برادرم علي(ع) فضائل بي‏شماري قرار داده است که اگر کسي يکي از آن فضايل را از روي اعتقاد و اعتراف بيان نمايد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را مي‏بخشد.


و من کتب فضيلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقي لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضيلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتي اکتسبها بالاستماع و من نظر الي کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتي اکتسبها بالنّظر،(6)


اگر کسي يکي از فضائل آن حضرت را بنويسد، تا هنگامي که آن نوشته باقي است، ملائکه براي او استغفار مي‏کنند و اگر کسي يکي از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهاني را که از راه گوش انجام داده است مي‏بخشد، و اگر کسي به نوشته‏اي درباره فضائل علي(ع) نگاه کند، خداوند تمام گناهاني که از راه چشم کرده است مي‏پوشاند و از آن در مي‏گذرد.»

آنچه خوبان دارند تو تنها داري
علي نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلکه اوصاف تمامي پيامبران اولواالعزم را که عصاره هستي هستند بجز پيامبر خاتم در او جمع آمده است.

بيهقي يکي از دانشمندان نامي اهل سنّت چنين روايت نموده که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من احبّ ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوحٍ(ع) في تقواه و ابراهيم في حلمه و الي موسي في عبادته فلينظر الي علي بن طالب عليه الصّلوة و السّلام؛(7) هر کسي دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداري نوح را(مشاهده نمايد) و بردباري ابراهيم(نظاره کند) و به عبادت موسي(ع) (پي ببرد) بايد به علي بن ابي طالب(ع) نظر بيندازد.»


مناقب، روايت فوق را در دو مورد به اين صورت نقل نموده است. پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ينظر الي آدم في علمه و الي نوح في مهمه و الي يحيي بن زکريّا في زهده، و الي موسي بن عمران في بطشه، فلينظر الي علي بن ابي طالب عليه‏السلام؛(8) هر کس مي‏خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد يحيي را و قاطعيّت موسي بن عمران را بنگرد، به علي بن ابي طالب نظر کند.»

محبت و علاقه پيامبر(ص) به علي(ع) هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نيز هست، پيامبر اکرم(ص) که خود محبوب عالميان و خوبان و پاکان است، عاشق شيداي علي است، چرا که به تصريح آيه مباهله، علي جان پيامبر است «انفسنا» و جان هر کس شيرين و دوست داشتني است.
به همين جهت بارها پيامبر اکرم(ص) مي‏فرمود: «من احبّ عليّاً فقد احبّني...؛(9) هر کس علي را دوست بدارد به من محبّت ورزيده است.» و فرمود: «محبّک محبّي و مبغضک مبغضي؛(10) دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.»


شخصي از پيامبر اکرم(ص) پرسيد: «يا رسول اللّه انّک تحبّ عليّاً؟ قال: او ماعلمت انّ عليّاً منّي و انا منه؛(11) اي رسول خدا علي(ع) را دوست مي‏داري؟ فرمود: مگر نمي‏داني که علي از من و من از اويم.»
آيا کسي جان شيرين و پاره تنش را دوست نمي‏دارد؟


مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل مي‏کند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرني بحبّ اربعةٌ من اصحابي و اخبرني انّه يحبّهم. قلنا: يا رسول اللّه من هم؟ فلکنّا يحبّ ان يکون منهم، فقال: الا انّ عليّاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا انّ عليّاً منهم ثمّ سکت؛(12) براستي خداي عزيز و جليل مرا امر کرده است به دوستي چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نيز) آنها را دوست مي‏دارد، گفتم: اي رسول خدا آنها کيستند؟ پس هر يکي از ماها دوست داريم جزو آنان باشيم. پس فرمود: آگاه باشيد علي از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستي علي از آنهاست و سکوت کرد.»


عايشه مي‏گويد: هنگامي که رسول خدا(ص) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا اليّ حبيبي؛ محبوب مرا بخوانيد، من به سراغ ابي بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتي ابابکر بر پيغمبر داخل شد حضرت نظري به سوي او افکند سپس از او روي گردانيد و (براي مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا اليّ حبيبي؛ محبوب مرا بخوانيد. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پيغمبر همان گونه که از ابي‏بکر روي گردانيد از عمر نيز روي گرداند. عايشه گويد: من گفتم واي بر شما پيغمبر علي بن ابي طالب(ع) را مي‏خواند، سوگند به پروردگار جز علي را نمي‏خواهد. پس رفتند سراغ علي (ع)، وقتي که پيغمبر علي را ديد، او را محکم به سينه چسبانيد آنگاه در گوش آن حضرت هزار حديث بيان فرمود که هر حديثي راهگشاي هزار حديث بود.»(13)


از ابن عباس نقل شده است که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «عليّ منّي مثل رأسي من بدني؛(14) علي نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.»


صد البته که محبّت‏هاي پيامبر اکرم(ص) به علي صرف محبّت عاطفي نيست بلکه بر اساس لياقت‏ها و کمالاتي است که مولا علي(ع) دارا مي‏باشد که به نمونه‏هايي از کمالات و فضائل آن حضرت، از زبان خود پيامبر اکرم(ص) اشاره مي‏شود.

علم علي(ع) علم و دانش علي اکتسابي نيست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره‏هايي همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدني» است و و ريشه در علم الهي و آسماني دارد، به اين جهت علم او برهمه انسان‏هاي معمولي و غير مرتبط با وحي آسماني برتري و امتياز دارد، و به همين جهت است که حتي در منابع اهل سنّت نيز از او به عنوان «اعلم النّاس» ياد شده است که به نمونه‏هايي اشاره مي‏شود:


1- پيامبر اکرم(ص) فرمود: «اعلم امّتي من بعدي عليّ بن ابي طالب عليه السّلام؛(15) داناترين امّت من بعد از من علي بن ابي‏طالب(ع) است.»


2- عبداللّه بن مسعود مي‏گويد، پيامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علي عشرة اجزاءٍ فاعطي عليّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛(16) حکمت (و دانش) به ده جزء تقسيم شده است و به علي نه قسمت آن و به (مابقي مردم) يکدهم داده شده است.»


تمامي علوم بشري و پيشرفت‏هاي آن جزء همان يکدهم است، و علم علي(ع) نه برابر دانش تمامي بشريت است. و راز آن هم اين است که ريشه در مهبط وحي الهي يعني پيغمبر اکرم(ص) دارد، که خود فرمود: «انا مدينة العلم و عليٌ بابها، فمن ارادالعلم فيأت الباب؛(17)من شهر علم (الهي و وحياني) هستم و علي دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد بايد از درب (شهر) وارد شود».


3- عايشه درباره علي(ع) مي‏گويد: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛(18) او داناترين مردم نسبت به سنّت (پيامبر اکرم(ص)) مي‏باشد.» اي کاش خود عائشه به اين حديث عمل مي‏کرد، و به توصيه‏هاي اميرمؤمنان(ع) توجّه مي‏کرد و جنگ جمل را به وجود نمي‏آورد.»


4- پيامبر اکرم(ص) بعد از تزويج فاطمه به علي(ع) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خير اهلي، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛(19) تو را به تزويج بهترين بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترين، و از نظر حلم و بردباري برترين، و از نظر اسلام اوّلين مي‏باشد.»

عبادت علي(ع) عبادت و بندگي مولا امير مؤمنان علي(ع) شهره جهان است، و مرکز ثقل مقامات و منزلت‏هاي علي(ع) در کنار علم خدادادي همان عبادت‏ها و نمازها و ناله‏ها و نيازهاي شبانه اوست، اين مسئله تا آنجا اهميت دارد که خداوند به ملائکه مباهات و فخرفروشي بوسيله عبادت‏هاي اميرمؤمنان مي‏کند.


پيامبر اکرم(ص) مي‏فرمايد: صبحگاهي جبرئيل با شادي و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبيب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان مي‏بينم؟ پس گفت: اي محمد!(ص) چگونه خوشحال نباشم و حال آن که چشمم بخاطر اکرامي که خداوند نسبت به برادرت و جانشينت و امام امتت علي بن ابي طالب روا داشته، روشن شده است، پس پيامبر اکرم(ص) فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامي داشته است؟


«قال: باهي بعبادته البارحة ملائکته و حملة عرشه و قال: ملائکتي انظروا الي حجّتي في ارضي علي عبادي بعد نبيّي، فقد عفر خدّه في التّراب تواضعاً لعظمتي، اشهدکم انّه امام خلقي و مولي بريّتي؛(20)گفت: خداوند با عبادت ديشب علي بر ملائکه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائکه من نگاه کنيد به حجّتم بر برندگانم در زمين بعد از پيغمبرم، براستي صورت و گونه‏اش بر خاک نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد مي‏گيرم که او (علي) پيشواي مخلوقم، و سرپرست مردمان من مي‏باشد.»


در منابع شيعه آن قدر از عبادت اميرمؤمنان(ع) سخن به ميان آمده که نياز به يک کتاب دارد، خالي از لطف نيست که به ترجمه يک روايت اشاره کنيم:


ضراربن ضمره در حضور معاويه درباره علي(ع) چنين گفت: «پس خدا را شاهد مي‏گيرم که او را در بعض جايگاهش ديدم. در وقتي که شب پرده‏هاي تاريکي‏اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالي که در محرابش ايستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزيده به خود مي‏پيچيد و چون انسان غمديده گريه مي‏کرد... (گويا هنوز آواز او را در گوش جان دارم که مي‏فرمود آه آه از کمي توشه، طولاني بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جايگاه ورود.»


پس آنگاه اشک معاويه جاري ش دو با آستينش آن را پاک کرد و ديگران هم اشک ريختند سپس معاويه گفت، آري ابوالحسن چنين بود...»(21)


نيمه شب زمزمه‏اي هست بلند / که مرا مي‏گسلد بند از بند
هست جانسوزتر از ناله ني / کرده صد ناله به يک زمزمه طي
چه روان بخش صدايي دارد / سوز عشق است و نوايي دارد
بس که با شور و نوا دمساز است / به سماوات طنين انداز است
آسمان‏ها همه با آن عظمت / رفته زين حال فرو در حيرت
دشت و صحرا همه در بهت و سکوت / که بلند است نواي ملکوت
اين نواي ابديت ازليست / شايد آهنگ مناجات علي است
نيمه شب خلوت و رازي دارد / با خدا راز و نيازي دارد(22)

امامت علي(ع) آن علم بي پايان و آن عبادت بي مثال زمينه لياقت امامت و پيشوايي او را فراهم نموده است. رواياتي که بر امامت بلافصل آن مولا در منابع اهل سنّت وجود دارد بيش از آن است که منعکس گردد و از طرفي حديث معروف ثقلين، حديث منزلت، حديث يوم الدّار، حديث غدير و امثال آن که معروفند و متواترند بارها مطرح شده و در منابع فراواني آمده است. آنچه در اين جا بدان اشاره مي‏کنيم برخي رواياتي است که دلالت صريحتري دارند و کمتر در گفته‏ها به آن‏ها اشاره شده است:


1- پيامبر اکرم(ص) به علي(ع) فرمود: انگشتر به دست راست کن تا از مقرّبين باشي،عرض کرد يا رسول اللّه ؟ چه انگشتري بر دست کنم. فرمود: عقيق سرخ پس براستي آن کوه و سنگي است که به وحدانيّت خدا اقرار کرده است: «ولي بالنّبوّة ولک بالوصيّة ولولدک بالامامة...؛(23) و به نبوت من و جانشيني (بلافصل) تو و امامت (يازده نفر) فرزندانت اقرار نموده است.»


2- از ابن بريده...نقل شده است که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ نبيٍّ وصيّ و وارث و انّ عليّاً وصييي و وارثي؛(24) براي هر پيغمبري جانشين و وارثي است، و براستي علي جانشين و وارث من است.»


3- در روايت مربوط به عبادت آن حضرت اين جمله را داشتيم که خداوند به ملائکه‏اش فرمود: «اشهدکم انّه امام خلقي و مولي بريّتي؛(25) شما را شاهد مي‏گيرم که او (علي) امام مخلوقم و سرپرست آفريده‏هاي من است.»


4- عمروبن ميمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خدا(ص) به علي(ع) فرمود: «انت وليّ کلّ مؤمنٍ بعدي؛(26) يا علي! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنين هستي.»
در اين حديث با توجّه به کلمه «بعدي» معناي وليّ صراحت در رهبري و امامت دارد، و معني ندارد که پيامبر بفرمايد تو محبوب مؤمنان بعد از من هستي.


راستي بايد گفت پيامبر اکرم(ص) در معرّفي علي(ع) و بيان منزلت‏ها و مقامات اميرمؤمنان (ع) هرگز کوتاهي نکرد و با شيوه‏هاي مختلف محوريت و رهبريت او را به جامعه معرّفي نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود: «اين علي مولا و رهبر مردم است» و گاه مي‏فرمود: «علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يفترقا...؛(27) علي با قرآن است و قرآن با علي(ع) است و هرگز آن دو از هم جدا نمي‏شوند.»


و گاه او را محور حق معرّفي نمود، در حديث متواتر اين جمله آمده است که پيغمبر اکرم(ص) فرمود: «عليّ مع الحقّ و الحقّ مع عليّ و لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض يوم القيامة؛(28) علي با حق است و حق با علي است و هرگز آن دو از هم جدا نمي‏شوند تا در روز قيامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»


در روايت ديگر فرمود: «سيکون من بعدي فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علي بن ابي طالب، فانّه الفاروق بين الحقّ و الباطل؛(29) بزودي بعد از من فتنه(ها) پيدا مي‏شود، پس همراه علي بن ابي طالب باشيد، زيرا او(معيار) جدا کننده بين حق و باطل است.»
و فرمود: «کسي که از علي جدا شود از من جدا شده، و کسي که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است.»(30)

قرآن در شأن علي(ع) آيات فراواني را علماي اهل سنّت و مفسرين آنها در شأن امام علي(ع) تفسير کرده‏اند و در تأييد آن رواياتي را از پيغمبر اکرم(ص) آورده‏اند به طوري که برخي از آنها مانند ابن حجر، خطيب بغدادي، سيوطي، گنجي شافعي، ابن عساکر، شيخ سليمان قندوزي و... از ابن عباس نقل کرده‏اند که گفت: «نزلت في عليّ ثلاث مأئة آيه؛(31) سيصد آيه در شأن علي(ع) نازل شده است.»


و همين ابن عباس از پيامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «ما انزل آية فيها «يا ايّها الذين آمنوا» و عليّ رأسها و اميرها؛و آيه‏اي که در آن «يا ايّها الذين آمنوا» آمده، نازل نکرده است خداوند مگر آن که علي در رأس آن قرار دارد.»(32) يعني تمامي اين آيات در ابتدا و قبل از همه در شأن علي و مربوط به آن حضرت است.

اطاعت از علي(ع) وقتي علي(ع) امام و پيشواي مردم است و محبوب پيغمبر، و داراي علم لدنّي و الهي، و در اوج طاعت و بندگي قرار دارد، و معيار حق و باطل و ثقل جدا نشدني از قرآن بحساب مي‏آيد بر مردم است که از او و هر کس را که او تعيين نموده است اطاعت کنند، و اين اطاعت لازم و ضروري است پيامبر عظيم الشأن درباره اطاعت و پيروي از اميرمؤمنان تعبيرات فوق العاده ارزشمندي دارد که به نمونه‏هايي اشاره مي‏شود:

1- سلمان با سندش به فاطمه زهرا(س) نقل مي‏کند که پيامبر اکرم(ص) فرمود: «عليکم بعليّ بن ابي طالب عليه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبيرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الي الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجيبوه و اذا امرکم فاطيعوه، احبّوه بحبّي و اکرموه بکرامتي، ماقلت لکم في عليٍّ الّا ما امرني به ربّي جلّت عظمته؛(33)


بر شما باد به (همراهي) علي بن ابي طالب عليه السلام، براستي او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بداريد، و بزرگ شماست پس از او پيروي کنيد و دانشمند شماست پس از او اکرام کنيد و پيشواي شما به سوي بهشت است پس او را عزيز داريد، هرگاه شما را (به کاري) دعوت کند اجابت کنيد، و اگر دستور داد اطاعت کنيد، بخاطر دوستي من او را دوست بداريد و به خاطر بزرگي من او را بزرگ شماريد.(بدانيد) من چيزي درباره علي به شما نگفتم جز آنچه خداي بزرگ عظمت به آن امر کرده است.»


حديث آن قدر گويا و روشن است که نيازي به هيچ توضيحي ندارد، و بالصراحة مي‏گويد آنچه درباره علي(ع) سفارش شده، تماماً اوامري است که از سوي خداوند متعال صادر شده است راستي اگر جامعه اسلامي فقط به همين حديث عمل مي‏کردند، اين همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمي‏شدند.

2- پيامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «يا عمّار! ان رأيت عليّاً قدسلک واديّاً و سلک النّاس وادياً غيره فاسلک مع عليّ ودع النّاس انّه لن بدلک علي ردي و لن يخرجک من الهدي؛(34) اي عمّار! اگر ديدي علي به راهي مي‏رود، و مردم به راهي غير از او، تو با علي حرکت کن، و مردم (ديگر) را رها کن، زيرا علي (فقط بر حق هدايت مي‏کند و) بر بدي و پستي راهنمايي نمي‏کند و از هدايت خارج نمي‏سازد.»


و با تأسف بايد گفت اکثريت مردم به هر راهي رفتند و سرشان به سنگ خورد، جز راه علي را. و فقط گروه قليلي در طول تاريخ با علي و راه علي و اهداف و آرمان‏هاي علي ماندند.

محبّت به علي(ع) يقيناً اطاعت و پيروي بدون محبت و عشق يا ممکن نيست و يا بسيار سخت و طاقت فرساست.
آنچه اطاعت و پيروي صددرصد از يک امام و پيشوا را شيرين و سهل و راحت مي‏سازد محبّت به آن رهبر است. علي(ع) از رهبراني است که در طول تاريخ محبوب بوده است، درباره محبّت به آن حضرت آن قدر روايات فراواني وجود دارد که يک کتاب قطور خواهد شد، آنچه به عنوان حسن ختام بيان مي‏شود برخي روايات است از منابع اهل سنّت:


1- پيامبراکرم(ص) فرمود: «عنوان صحيفة المؤمن حبّ عليّ بن ابيطالب(ع)؛ سرلوحه و تيتر نامه کردار مؤمنين دوستي علي بن ابي طالب است. هر کس دوست مي‏دارد زندگيش همانند من(خداپسندانه) باشد و مردنش همانند من و جايگاهش در بهشتي باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته بايد «دوستدار علي» باشد و دوستان علي را نيز دوست بدارند، و به پيشوايان پس از من (از فرزندان علي) اقتدا نمايند زيرا آنان عترت و ذريه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمده‏اند، و از طرف خدا رزق و علم داده شده‏اند، واي بر تکذيب کنندگان فضل آنها از امّت من، آناني که صِله من با آنها را قطع مي‏کنند، و خداوند شفاعتم را به آنها نرساند.»(35)


2- جابر از پيامبر اکرم(ص) نقل کرده است که پيامبر فرمود: «جبرئيل از طرف خداي عزيز و جليل ورقه سبزي از ياس را آورد که بر روي آن (با رنگ) سفيد نوشته بود: «اني افترضت محبّة عليّ بن ابي طالب علي خلقي عامةً، فبلّغهم ذلک عنّي؛(36) براستي من محبت علي را بر همه مردم واجب کردم و اين را از طرف من (به همه) برسان.»(37)


3- ابوبرزه مي‏گويد: پيامبر اکرم در حالي که ما نشسته بوديم فرمود: روز قيامت از چهار چيز پرسش مي‏شود قبل از آن که کسي قدم از قدم بر دارد: 1- از عُمر که کجا فاني نموده 2- از بدنش که کجا کهنه کرده 3- و از مالش که از کجا آمده و کجا مصرف شده است 4- و عن حبّنا اهل البيت؛ و از دوستي ما اهل بيت پرسش مي‏شود. فقال له عُمَرُ: فما آية حبّکم من بعدکم؟ قال: فوضع يده علي رأس عليّ - و هو الي جانبه - و قال ان حبّي من بعدي حبّ هذا؛ پس عمر به حضرت عرض کرد: نشانه محبّت به شما بعد از شما چيست؟ راوي مي‏گويد: پيامبر دست خود را بر سر علي - در حالي که در کنارش نشسته بود - قرار داد و فرمود: براستي محبّت به من بعد از (مرگ) من محبّت به اين (علي) است.»(38)


4- مناقب با اسنادش از پيامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «يا علي! هرگاه بنده‏اي خداي عزيز و جليل را بندگي کند همانند آن مقداري که نوح در ميان قومش ماند(بيش از هزار سال) و برايش به اندازه کوه احد طلا باشد و آن را در راه خدا ببخشد، پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش به قدري طولاني شود تا هزار مرتبه با پاي پياده به حج مشرّف شود سپس در ميان (کوه) صفا و مروه مظلومانه شهيد گردد، ولي محبّت و ولايت تو را نداشته باشد، اي علي! بوي بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل بهشت نخواهد شد.»(39)


و راستي با اين نمونه‏ها و صدها امثال آن درباره محبّت علي(ع) باز کسي مي‏تواند دشمن علي باشد جز کساني که پيامبر اکرم(ص) آنها را اين گونه معرّفي نمود: «فانّه لايبغضک من العرب الّادعي ولامن الانصار الّا يهودي و لا من ساير النّاس الّا شقي؛(اي علي!) براستي تو را دشمن نمي‏دارد از عرب مگر کسي که زنازاده باشد و نه از انصار مگر کسي که يهودي باشد، ونه از ساير مردم مگر کسي که شقي باشد.»


پي‏نوشت‏ها:
 
1- روضةالمتقين، ج 13، ص 265.
2- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268.
3- محمد تقي مجلسي، روضةالمتقين، ج 13، ص 273.
4- در نقل بحارالانوار دارد، «الرّياض = با همه درختان» ر ک بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 - 9.
5- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمي، قم، جامعه مدرسين، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدي(ع)، ص 177، حديث 99، اين حديث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلاني، لسان الميزان، ج 5، ص 62، ذهبي، ميزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.
6- المناقب، همان ص 32، حديث 2؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 19، ينابيع المودة، قندوزي باب 56، مناقب السبعون، حديث 70.
7- به نقل از شيخ طوسي، امالي، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، ديلمي، ارشادالقلوب، انتشارات شريف رضي، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّي، شرح تجريد الاعتقاد، جامعه مدرسين قم، ص 221.
8- المناقب همان، ص 83، حديث 70، و ص 311، حديث 309.
9- کنزالعمّال، متقي هندي، بيروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حديث 33024.
10- همان، روايت 33023.
11- المناقب، همان، ص 64.
12- همان، ص 69، حديث 42.
13- خصال صدوق، جامعه مدرسين، ج 2، ص 651.
14- المناقب، همان، ص 144، روايت 167.
15- همان، ص 82، روايت 67، فرائد السمطين، جويني، ج 1، ص 97، کفاية الطالب، الکرخي ص 332.
16- همان، ص 82، روايت 68 ؛ و حلية الاولياء، ابي نعيم، ج 1، ص 64.
17- المناقب، همان، ص 91، روايت 84، انساب الاشراف، ج 2، ص 124.
18- کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حديث 32926.
19- المناقب، همان، ص 319، حديث 322.
20- بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، ج 41، ص 21 ذيل روايت 28.
21- اشک شفق، ص 182.
22- المناقب، ص 326، ح 335.
23- همان، ص 85، روايت 84.
24- همان، ص 319، حديث 322.
25- ابن کثير دمشقي، البداية و النهاية، بيروت، مکتبةالمعارف، ج 7، ص‏346.
26- المستدرک علي الصحيحين، حاکم نيشابوري، بيروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ينابيع المودة، سليمان قندوزي، باب 20، ص 103، تاريخ الخلفاء سيوطي، باب فضائل علي(ع)، ص‏173.
27- المستدرک للحاکم همان، ج 3، ص 124، حديث 61، فرائد السمطين، همان، ج 1، ص 439، ينابيع المودة، همان، باب 20، ص 104، هيثمي، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.
28- المناقب، همان، ص 105، روايت 108.
29- همان، ص 105، روايت 109.
30- خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ينابيع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاريخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431.
31- المناقب، همان، ص 267، ح 249.
32- المناقب، همان، ص 316، حديث 316؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 78.
33- کنزالعمال، همان، ج 11، ص 614، روايت 32971.
34- تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج 4، ص 410، و ابونعيم، حلية الاولياء، ج 1، ص 86.
35- المناقب، همان، ص 66، روايت 37.
36- همان، ص 77، روايت 59.
37- المناقب، ص 67، روايت 40؛ خوارزمي مقتل الحسين، ج 1، ص 69، ينابيع الموده، همان ص 252؛ و ج 2، ص 76 ؛ لسان الميزان، ج 5، ص 219 ؛ مودة القربي، شافعي همداني، چاپ لاهور؛ ص 64 ؛ مناقب ابن مردويه، ص 73.
38- المناقب، خوارزمي، همان، ص 323، روايت 330



تاريخ : 91/03/14 | 1 | نویسنده : ازدواج

پیامک های تبریک مولود کعبه



امام علی


گفتم به دل امشب ز چه این شور و نواست                          از بهر چه مهتاب چنین غالیه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سر است                                      گفتا شب میلاد علی شیر خداست

 

فرحنده میلاد مولی الموحدین، امیرالمومنین، حیدر کرار، شیر خدا، مولود کعبه بر همگان مبارک.

 

زان سبب ماه رجب ماه خداست                             که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:                        چون که صد آمد نود هم پیش ماست

 

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کردکه پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت...

  میلاد مرتضی اسدالله حیدر است              جشن ولادت علی آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است             این زادروز همسر زهرای اطهر است

 

امام علی علیه السلام:

براى مۆدّب بودنت همین بس كه آنچه براى خود دوست ندارى، در حقّ دیگران روا ندارى .

(أمالى طوسى، 1/114)

ز پشت پرده تا بی پرده یار من نمایان شد                       ز شرم روی او، خورشید اندر پرده پنهان شد

ولادت یافت اندر كعبه آن موجود مسعودی                      كه ذات پاك او مرآت ذات پاك یزدان شد

 

علی جان، امشب در خجسته شب میلادتْ در خانه‏ای که تار و پودش را با عشق تو پرداخته‏ایم، شوق آمدنت را به شادی می‏نشینیم تا آستان دلمان را با بهار وجودت همراه سازی.

 

برون چو فاطمه آمد ز بیت ربّ مجید           ولیّ عالم امكان به دوش می بالید

فلك خجل شد و گفتا ندیده دیده دهر         كه مَه گرفته در آغوش خویشتن خورشید

 

امام علی علیه السلام:

پنج موقع را براى دعا غنیمت شمارید:

موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جهاد ، موقع آه كشیدن مظلوم؛

در چنین مواقعی، مانعى براى استجابت دعا نیست .

(أمالى صدوق، ص 97)

آنجا که علی واسطه ی فیض خداست                         بر غیر علی هر که کند تکیه خطاست

            با مدعیّان کور باطن گوئـیـد                            آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

 

امام علی


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

آن عملی را كه خدا طالب است                              حب علی بن ابی طالب است

 

علی، شکوه اقیانوسی است که از هم‏آمیختن دریاهایی از ایمان و ایثار و شجاعتی از جنس اخلاص و تقوا، بنیان گرفته و غواصان حکمت و معنا را به تحیر واداشته است.

نه خدا، شیعه تو را می خواند                          نه جدایت ز خدا می داند

یا علی چرخ زمان را شب و روز                    گردش چشم تو می چرخاند

 

امام علی علیه السلام:

مۆمن آن كسى است كه خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بیندازد و دیگران از او در آسایش باشند.

(بحارالانوار، 75/53)

 

تا حُبّ علی بُود مرا در رگ و پوست                                      رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست

جز نام علی لب به سخن وا نکنم                                        «از کوزه همان برون تراود که در اوست»

 

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مۆمنان، علی علیه السلام، مبارک.

 

دیوان قضا خطی ز دیوان علی است                                     سُکان قدر، در یَدِ فرمان علی است

طبع من و مدح مرتضی، شرمم باد                                       آنجا که خدای من ثنا خوان علی است

 

مولا! ای که تمام واژه ها، از توصیف عظمت تو عاجزند!

و ای آن که تمام عقل ها از درک بزرگی ات قاصر!

درمانده ام از وصفت که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چه زیبا فرمود:

«اگر تمام درختان قلم شوند، تمام دریاها مرکب و تمام انس و جن کاتب، باز هم نمی توانند ذره ای از فضایل علی را بنویسند».

 

ای روی تو آئینه ذات احدی                         ای در تو عجین شده صفات صمدی

بار غم ایام مرا پشت شکست                    ای حیدر صف شکن خدا را، مددی

 



امام علی علیه السلام:

فخر كردن انسان به خودش، نشانه كم عقلى او مى باشد.

(اصول كافى، 1/27)

شیعه همه جا رهبر و مولاش علی است                  دنیاش علی بوده و عقباش علی است

 

ما پیرو آئین رسول اللّهیم

گویندة لا اله الا اللّهیم

داریم كتابُ الله و عترت را دوست

خاك قدم علی، ولی اللّهیم

پدرم روزت مبارك



تاريخ : 91/02/23 | 16 | نویسنده : ازدواج